امروز: ۱۳۹۶/۸/۲۹
www.Bohraan.com
پربیننده ترین ها

جستجو
   

سيستم كاربري
E-mail
کلمه رمز
» كلمه رمز خود را فراموش كرده ايد؟
» عضويت کاربران جديد

آمار بازدیدکنندگان سایت

آب و هوا



ارسال به دوستان  نسخه چاپی
گفتگو ی صمیمی با استاد بیژن دفتری:
 ترویج فرهنگ ایمنی و خود امدادی هزینه نیست بلکه سرمایه گذاری است
قسمت اول مصاحبه گر:سيد مجتبي احمدي ویرایش وتدوین:مهندس مهدی وکیلی پور-مرضیه قاسمی
کمتر کسی است که در بیست سال اخیر نام حوادث در پهنه ی کشورمان را بشنود و بی اختیار یاد استاد  دفتری در ذهنش تداعی نشود شاید تلاش های صمیمی و مردم مدار او به جهت سپاس مقامات و تکریم تجربه اش  همچون همیشه برازنده او نیست ولی شاگردان وهمکاران وامدادگران اوهمیشه خاطره ی شیرین با او بودن را در ذهن به خوبی وخوشی مرور می کنند. 

گفتگو با بیژن دفتری به مناسبت بیست ویکمین سالگرد زلزله رودبار ، منجیل استان گیلان ، درباره امدادرسانی در حوادث و فضای امداد ونجات ایران ، تجهیزات موجود و بسیاری مطالب دیگر ؛ ازجمله موضوعات مطرح شده بود که  در فضای امروز امداد ونجات ایران که به اعتقاد بسیاری از صاحبنظران در آن گسست میان فعالیت های امداد ونجات اتفاق افتاده ، می تواند بسیار جالب و جذاب باشد . جذابیت چنین مصاحبه ای نیز به صراحت لهجه پیشکسوت امدادی کشور باز می گردد .
با او در دفتر کارش در مرکز علمی کاربردی پژوهشکده سوانح طبیعی ملاقات کردم در حالی که گذر ایام بر چهره و قامت او آثار خود را به نمایش گذارده بود اما نگاه و صدای بلند و پر صلابت او همان بود که بود


استاد ضمن قدر دانی از قبول مصاحبه با این پایگاه خواهشمندم نحوه ورود خود به فعالیت های عرصه سوانح و زلزله رودبار و منجیل را توضیح دهید .

زلزله جانگداز گیلان و زنجان که از آن به عنوان زلزله رودبار و منجیل یاد می کنند در تاریخ 31/3/69  وساعت حدود 30 دقیقه بامداد اتفاق افتاد ( بازی برزیل و اسکاتلند در جام جهانی 90 ) که بیشترین  خسارات به دو استان گیلان و زنجان وارد شده بود که آن زمان قزوین نیز از توابع استان زنجان به شمار می آمد . در استان مازندران و اردبیل نیز خسارت کمتری بوجود آمد .
  در زمان وقوع زلزله شما چه مسئولیتی داشته ودر کجا مشغول بودید و چه اقداماتی صورت گرفت ؟

بعنوان معاون امداد ونجات و قائم مقام هلال احمر استان مازندران  مشغول خدمت  که در شب حادثه تازه از ماموریت تهران به منزل خود (قائم شهر ) رسیده بودم که از فرط خستگی ، سریع خوابم برد که از تکان های ساختمان از خواب بیدار شدم و یادم هست که خانمم بلند شد و دو تا بچه را گرفت که به طرف طبقه پایین برود که او را نگه داشتم و گفتم فرار از طبقه دوم مشکلاتی خواهد داشت که خوشبختانه اتفاقی نیفتاد . به محض توقف تکان ها به سراغ تلفن رفتم و با کشیک امداد ساری تماس گرفتم ، فکر می کردم زلزله در مازندران است و بعنوان معاون امداد ونجات استان وظیفه داشتم حوزه ماموریتی خود را بررسی نمایم ، سال ها عادت کرده بودم که منتظر خبر دیگران نمانم  و اگر چیزی را خودمان حس کردیم پیگیری نماییم و به همین دلیل به کشیک ساری تماس گرفتم البته در آن زمان فقط مراکز استان ها کشیک داشت که بعدها با ورودم به سازمان امداد و نجات (بعنوان معاون امداد کل و رئیس سازمان امداد ونجات) کشیک ها را در شهرهای حادثه خیز و تعدادی مناطق راه اندازی کردیم .

کشیک ساری از زمین لرزه گزارش نداشت که علاوه بر دادن ماموریت به کشیک جهت بررسی وضعیت مناطق ، به تک تک مدیران   هلال احمر در شهرستان ها شخصا تماس گرفتم ( مدیران ناحیه غرب مازندران با تکان های زمین آمادگی نسبی پیدا کرده بودند ) و به همه ماموریت دادم که وضعیت روستاهای حوزه ماموریتی خود را بررسی نموده و آماده باشند . تلفن من به مدیران هم اطلاع گیری و هم هشدار بود که مطمئن شدیم که زلزله در مازندران و گلستان (از توابع مازندران در آن زمان بود ) خسارتی نداشته است .

   نحوه ورود شما به عرصه عملیاتی زلزله رودبار و منجیل و امکانات موجود و گستردگی حادثه به چه صورت بود ؟

در همان موقع آقای شوشتری زاده که بعنوان مشاور رئیس جمعیت (مرحوم دکتر وحید دستجردی ) بود از تهران تماس گرفته و فرمودند که دکتر وحید دستور داده اند با هر تعداد عوامل و امکانات به گیلان حرکت کنید که البته آنها نیز خبر دقیقی از محل و مقدار خسارت نداشتند و قرار شد به محض رسیدن خبر ، به ما نیز اطلاع دهند . که همان موقع به آن جمعیت هایی که آماده باش داده بودم به همراه یک سری امکانات از ساری به قائم شهر آمدند ، البته از امکانات و عوامل شرق مازندران استفاده نکردیم ، تیم هایی از قائم شهر، بابل ، رامسر و دیگر شهرها و تعداد 9-8 دستگاه آمبولانس و وسائل اولیه امدادی آماده شده بود که به سمت گیلان حرکت کردیم .
در نزدیک لاهیجان به ما اعلام کردند که مرکز ژئوفیزیک ، مرکز زلزله را دیلمان ( جنوب گیلان محدوده رودبار و منجیل ) اعلام کرده که از همانجا 3-2 نفری را بعنوان تیم حرفه ای با آمبولانس بعنوان پیشرو در کسب خبر وارزیابی به دیلمان اعزام کردیم  . خودم با بقیه عوامل به سمت رشت حرکت کردیم . به محض رسیدن به رشت به هلال احمر رفتم که خبری در آنجا نبود و مدیر عامل استان نیز به استانداری جهت شرکت در جلسه رفته بود که ما هم به استانداری عزیمت کردیم  .
مدیران گیلان در استانداری جمع شده بودند و فقط به بررسی وضعیت اطراف خود مشغول بودند . در نگاه اجمالی تعدادی از ساختمان های بساز بفروش ( غیر اصولی ) و قدیمی در رشت تخریب شده بود .
 آقای شوشتری زاده حدود ساعت 6-7صبح از تهران تماس گرفت و اعلام نمود که زلزله در منطقه رودبار رخ داده است ، اما مطمئن نبودند . تیمی هم که به دیلمان اعزام شده بود با بی سیم اطلاع دادند که شرایط در دیلمان عادی است و فقط چند ترک سطحی مشاهده می شود  . ا ز رشت به سمت رودبار ومنجیل حرکت کردیم . سه راهی رستم آباد ( چندکیلومتری رودبار) خرابی ها مشخص بود و همان موقع کوه ریزش کرده بود که به دلیل ریزش کوه معطل شدیم تا این که بازگشایی راه صورت گرفت  .
    جهت امدادرسانی به موقع و کاهش خسارات چه راهکارهای نیاز است ؟


 بحث اطلاع گیری و اطلاع رسانی بموقع در ایجاد اقدامات اولیه و وقت طلایی آن قدر تاثیر گذار می باشد که جامعه نداند و متوجه نشود که حادثه در کجاست .
در سوانح گفته می شود 24کار  باید انجام شود ، کدام اقدام اول باشد ؟ کدام اقدام دوم ؟ این را شرایط زمان و مکان حادثه تعیین می کند که کدام اصل را باید اول رعایت کرد

    نحوه امداد رسانی در رودبار به چه صورت بود ؟                                                                                                            
 نزدیک ظهر بود که به رودبار رسیدیم و همان جا زمین فوتبالی را برای فرود بالگرد آماده کردیم ، آمبولانس ها را نیز جهت جستجو وانتقال مصدومین به اطراف فرستادیم که  اکثرکارها توسط مردم انجام می شد .


    شما چقدر اعتقاد به کمک مردم در حوادث دارید ؟

در زلزله و سونامی ژاپن  70% کارها توسط مردم انجام  شد ( سیستم هشدار چند دقیقه قبل از سونامی هشدار داد) و این مردم بودند که  کمک کردند و این دلیل ناتوانی سیستم امداد نیست ، خصلت کار در این است که در ساعات اولیه حوادث ، این مردم هستند که کمک می کنند  . به همین دلیل ترویج فرهنگ ایمنی و خود امدادی اصل اول در پاسخگویی به سوانح می باشد تا آمادگی سیستم حکومتی و دولتی صورت گیرد ؛ در ژاپن هم با آن همه تجهیزات و ربات و .. که دارند لحظه اول هیچ کار نمی توانستند انجام دهند و این مردم هستند که مطرح می باشند و سوانح ما هم همین طور است . مردم در بحث امداد ونجات اگر آگاه باشند کمک کار هستند اما اگر آگاهی نداشته باشند مشکل ساز نیز می شود . اما نمی توان به مردم هم گفت شما هیچ اقدامی نکنید اما می توان فرهنگ ایمنی و امدادی را ترویج کرد .
کنفرانس جهانی کوبه در سال 2005 که در ژاپن برگزار گردید  پول خرج کردن در راه ترویج فرهنگ ایمنی را هزینه نمی دانست  بلکه سرمایه گذاری است . و حال ما باید ببینیم و بررسی کنیم که در این زمینه چه اقداماتی را انجام داده ایم؟
در کنار ایجاد تجهیزات و سیستم و.. بحث آگاهی مردم و توجه مردم  ضمن این که بحث آگاهی مردم فقط در حوادث نیست بلکه در فعالیت های عادی مختلف  وجود دارد که مردم به هم کمک می کنند مثل برطرف کردن انسداد راه هوایی در مصدومی که توسط جسم خارجی دچار خفگی شده است که می بینیم جسمی در گلوی فردی گیر می کند و حتی به روش سنتی در خروج جسم از مجرای راه هوای کسی کاری به دلیل عدم دانش انجام نمی دهد . این در حالی است که اگر اصول اولیه امداد را بدانیم از بسیاری از مشکلات و آسیب های بعدی جلوگیری می کنیم .

   نحوه انتصاب شما به عنوان فرمانده عملیات به چه صورت بود و چه اقداماتی صورت گردید ؟

 چون اولین گروهی بودیم که رسیدیم ، فرماندهی عملیات را تلویحا به عهده گرفتم ، مصدومین زیاد بودند و تریاژفقط در حد جدا کردن افراد زنده از فوتی بود؛ بدون انجام کمک های اولیه توسط بالگرد به بیمارستان های رشت انتقال داده می شدند . در آنجا کار هوانیروز و نیروی هوایی بسیار چشمگیر بود و ساعات اولیه فقط توانستیم افراد زنده را از فوتی جدا نمائیم .
از بعد از ظهر همان روز که به تدریج نیروهای بسیج ، هلال احمر و ارگان های دیگر رسیدند که با منطقه بندی ، هر منطقه جهت جستجو ونجات به یک استان سپرده شد  .
  نحوه سازه ساختمان ها در امدادرسانی چه تاثیری داشته است ؟

 در جاهایی که روستا ها در مناطق جنگلی بود و سازه چوبی استفاده شده بود انتقال مجروحین زودتر صورت گرفت . ساختمان های که با مصالح نوین مانند سیمان ، آجرو ...  ساخته شده بودند چون دانش فنی در آن رعایت نشده بود خراب شده بودند . در زلزله جنوب خراسان سال 1376 بتن ساختمان ها که  با مصالح نوین بازسازی شده بودند به دلیل عدم رعایت دانش فنی خرد شده بود که امداد رسانی را مشکل می کرد .  جنازه های مردم را در ساختمان های گلی راحت تر در می آوردیم تا ساختمان های جدید از جمله در مدرسه ای به دلیل سقف بتنی 150 متری پایین آمده بود 150 دانش آموز له شده بودند که تا چند روز بتن قابل تفکیک نبود تا جنازه ها را خارج نمائیم .
یا در حادثه بم گفته می شد که چرا چادرها کم است اما کسی نمی گفت چرا ساختمان های که مجوز فنی داشتند خراب شده اند و کسی پیگیری نمی کرد ؛ در سال های اخیر اقداماتی شده که  مدیریت بحران سنتی  در مرحله گذر به سمت مدیریت نوین است اما باید تصحیح کنیم در طی سال ها تجربه بهترین قانون تصویب و آیین نامه سازمان مدیریت بحران نوشته شده است ولی تاکنون زمینه اجرایی آن فراهم نشده است .
  با توجه به گستردگی فضای حادثه زلزله ، نحوه سرکشی و بازدید به چه صورت بوده است ؟

منطقه وسیع بود طوری که به دلیل صعب العبور بودن با یک لندکروز یک ماه طول می کشید تا منطقه را یک فرد بازدید کند و اگر    می خواستی به مرکز روستا بروی یک روز طول می کشید . ما آن زمان با نقص هایی که داشتیم ، در واقع دست خالی بودیم.
 بعد از  8 سال دفاع مقدس اعتبارات و بودجه کم شده بود . بطوری که در آن موقع آقای فیضی که قائم مقام سازمان امداد و نجات بود درخواست 10 دستگاه خودرو وانت جهت  توزیع کالای امدادی و ضروری آسیب دیدگان را داشتیم که این تعداد خودرو در سازمان موجود نبود تا برایمان بفرستند ، حالا می بینید که امکانات و تجهیزات مختلف انبار شده است .
  دیدگاه شما نسبت به تمرکز زدایی امکانات امدادی د ر سطح کشور چیست ؟

 این که برخی دوستان پراکندگی امکانات و انبارها را در حدی نمی گیرند و همه را یک جا جمع می کنند اشتباه است . در کشور حادثه خیز مثل ایران جمع کردن و متمرکز کردن انبارها امکان پذیر نیست و متمرکز کردن انبارها پاسخگو نبوده و اشتباه محض است این موضوع را تجربه طوفان کاترینا نشان داد . ما می گفتیم این قدر انبار داریم آمریکائی ها می خندیدند که این همه انبار را می خواهید برای چه ؟ و با بستن قرار داد با شرکتی این مشکل حل می شود و طرف قرار داد آنها شرکت والمارد بود . در آمریکا حوادث موردی پیش می آمد و حادثه بزرگ مثل کاترینا آن ها را فلج کرده بود و شرکت والمارد (بزرگترین و معتبرترین شرکت تولید وتوزیع مواد غذایی ) در رساندن کمک مانده بود که بعد ازآن تصمیم گرفتند انبار منطقه ای درست کنند . انبار داری سخت است و نگه داری آن مشکل و برای حل آن باید زحمت کشید و نباید صورت مساله را پاک کرد چون قرار داد با یک شرکت ، درشب و نیمه شب جواب نمی دهد.
 در زلزله رودبار مردم حماسه آفریدند مثلا راننده کامیون می آمد سازمان امداد و می گفت بار مجانی رودبار می برم اما از رودبار تا مناطق کوهستانی نمی رفتند آن موقع هیئت اجرایی جمعیت می گفت چرا هزینه حمل و نقل می دهید و ما چون تجربه رودبار منجیل داشتیم به دوستان گفتیم که باید خصوصی سازی و مقرون به صرفه بودن را در جمعیت کنار گذاشت و این باعث شد که این طرح متوقف شود . در آن موقع فهمیدیم سیمای جمعیت شناسی و طبیعت را برای امدادگران و پرسنل باید بگذاریم و باید انواع دانش را در مدیریت سوانح دخیل کنیم .
    دیدگاه شما نسبت به امکانات موجود و امکانات حادثه چیست ؟

آن زمان وقتی وارد منطقه شده بودیم چیزی از منطقه نمی دانستیم وبه دنبال رئیس آن وقت آقای بیگی بودیم که ایشان هم با وجود صدمات وارده در بیمارستان بودند اما آمدند و کمک کردند و راه ها و .. را نشان دادند . اما الان کارهای خوبی مثل نقشه و GIS  انجام شده است . اقدامات زیادی از سنتی به نوین انجام شده است اما کارهای زیادی بویژه در زمینه نیروی انسانی باید انجام دهیم و تاکید کردند ترویج ایمنی و فرهنگ خود امدادی از ضروریات و حتی از فراهم کردن تجهیزات امدادی مهمتر است . وتاکید مقام معظم رهبری به ترویج فرهنگ ایمنی و آموزش مردم و پیشگیری  می باشد .
    دیدگاه شما نسبت به چرخه مدیریت بحران چه می باشد ؟

پیش بینی ، پیش آگاهی ، پیشگیری ، کاهش ، آمادگی ، مقابله ، بازسازی و باز توانی از هم منفک نیستند و بهم پیوسته اند . آمریکائی ها می گفتند ما پیشگیری کرده ایم و دور لوئیزیانا دیوار بتنی زده ایم و در چند منطقه جهت تخلیه چاه پمپ آب بزرگ گذاشته بودند  اما طوفان طوری بود که دیوار و پمپ ها را خراب کرد و دچار گرفتاری شدند . ما در ارزشیابی جهانی در مقابله با سوانح رتبه داریم و نباید تعجب کرد و این به دلیل عزم ملی است . شعار پیشگیری بهتر از درمان است نباید ما را غافل کند و باید به این تعادل برسیم همانگونه که کشور ژاپن رسیده است .
بحث دیگر که مطرح است در کشور ما با تغییر مدیریت روشها نیز تغییر می کند ، این در حالی است که سیستم هایی که در کشورهای دیگر دارند به ترتیب که افراد و احزاب می آیند کم اتفاق می افتد و کم پیش می آید برنامه ای که از قبل کار شده است را باطل کنند و روش نو بیاورند . ضمن که من بازنشسته شدم ، دوستانی که آمدند و آشنا به مسائل نبودند می گفتند هلال احمر به بحث کوهستان چه کار دارد و جمع کنند اما همان جا مطرح کردم مرکز تمرین امدادگران در کوهستان است و یا آخر هفته 400 هزار نفر به کوه می روند که هر فرد ممکن است با خطراتی همراه باشد یا می گفتند به آموزش جاده چه نیاز داریم ، واین درحالی است که برنامه ها را ادامه نمی دهند و در جهت رفع نواقص نیستند .
ما باید از تجربه ، دانش و تخصص سایر کشورها استفاده کنیم و پشتوانه کار علمی و پژوهشی از ضروریات است . 
   نظر شما درباره ضرورت آموزش همگانی چه می باشد ؟
 ما بحث آموزش همگانی را در یک دهه قبل در هلال احمر داشتیم که انجام می شد ، آیا الان این طرح انجام می شود یا نه ؟ من خبر ندارم . می گفتیم که باید آنقدر داوطلب  دوره دیده داشته باشیم اما الان آیا این کار شده است ؟ در بحث آموزش همگانی طرح تربیت معلم روستایی برای امداد روستایی در سال 74 با 2000 نفر از نمایندگان معلمین سراسر کشور داشتیم که در زنجان برای بازآموزی جمع کردیم اما الان در روستاها چه می کنیم بر روستای که بعنوان مرکز ثقل و نقطه آسیب پذیر است و حادثه زیاد است که  مردم اولین کسانی هستند که در حوادث حضور بموقع دارند .
    نظر شما دراجرای کارهای علمی و ساختاری چیست ؟

در ساختار نویسی سازمانی فردی از بیرون می آید و هزینه می کنیم تا ساختار را بنویسد ! چهار نفر برنامه ریز دانشگاهی می خواهد اما بقیه باید افراد مطلع باشند . به هر حال قانونی که نوشته شده بعد در مجلس کمی تغییر می کند و در نهاد ریاست جمهوری عده ای افراد با تجربه جمع شدند و آیین نامه اجرائی را نوشتند و در دولت اصلاح شد اما نزدیک به دو سال است زمینه اجرایی این قانون فراهم نشده است مثلا  گفتیم تهیه نقشه خطر پذیری استان ها در عرض 5 سال تهیه شود اما در حالی که 3 سال گذشته است !  باید ببینیم در این زمینه چه کارهایی شده است ؟ کار های متفرقه ای در استان ها انجام می شود و هیچ الگویی ندارد و هرکس برای خودش می نویسد و کجا باید سامان پیدا کند ؟ یکی از دوستان می گفت در پاسخگویی اصلا مشکل نداریم .
آن زمان مانوری در رباط کریم  انجام دادیم به آقای فیضی ( قائم مقام سازمان امداد ونجات هلال احمر) گفتم با انجام این مانور خیانت کردیم و آقای فیضی جا خورد ! گفتم مسئولین استانداری و فرمانداری آمدند و لذت بردند و این تمام امکانات ما برای یک کوچه ربا ط کریم است ! و سریع پشت تریبون قرار گرفتم و گفتم با تمام صداقت بگویم کل امکانات استان تهران و سازمان امداد ونجات را برای مانور اینجا آورده ایم و دست خالی هستیم و باید به فکر پشتیبانی باشیم ؛ به صراحت گفتم : کار کوچک را درست انجام می دهیم و ارزش دارد اما این نمایش نشان می دهد که خود کفائیم و چیزی نیاز نداریم و دیگران را غافل می کنیم و زیبائی کار را می گوئیم در حالی که  نقص هایی هم داریم اما می توانیم بهترین باشیم . اولین کسانی  که در حوادث دخیل می شوند مردم هستند که کمک می کنند و باید آموزش و روحیه تعاون وهمکاری را سامان دهیم .
تصویر
 تصویر

تصویر
 تصویر
تاريخ: ۱۳۹۰/۶/۱۶

نظر کاربران
مرحوم بيژن دفتري در دل همه هست و مي ماند ميدانيد چرا چون فقط او بود و او كه به ما امدادگرها و شما جمعتي ها هويت داد منظورم هويت يك انسان كامل در لباس امدادگري ،خيلي ها آمدند و رفتند امروز هم دارين مي بينيد اما چرا بيژن ماند چون بيژن دفتري يعني هويت و نماد امدادگران جهان نه فقط ايران . هيچ وقت ايشان دنبال نام نبود بخاطر همين صاحب نام شد حالا اگر مسئولين مجسمه اي از استاد را همانطور كه دوستمون گفت وسط جمعيت بزنند استاد ديگر نيست كه ببيند اما مردم كه هستند آنها سئوال مي كنند و پاسخ شما و ما بعنوان امدادگر نشانه اينه كه ما به حاجي و اعمال او يعني امدادگري به شكل هويت مان نگاه مي كنيم. ممنون از دكتر احمدي عزيز كه اين امكان نظر دادن را براي همه فراهم كرد.
نوشته شده توسط سيد آشنا در تاریخ ۱۳۹۳/۱۰/۲۴

پير و استاد بزرگ و پدرامدادونجات ايران و پيشكسوت امداد جهان وقتي در منطقه اي در بم حضور مي يافت انگار قدرت ما امدادگران به اندازه 10 برابر مي شد صدايش، قدرت مديريت و صداقت و مهربانيش و خيلي حسنات ديگر كه شايددر حد من نيست تا صحبت كنم و فكر نمي كنم ديگر تا حد اقل 100سال بعد كسي همچون مرحوم بيژن دفتري بيايد. حداقل تا دير نشده خاطرات عكس ها و فيلم هاي بجا مانده ايشان را از همكاران و كساي كه با ايشان بودند و استانه جمع كنيد تا مجلدي مصور بشود و براي آيندگان بماند من فكر ميكنم سستي در اين كار بي شك آينده را اين همه دانش و تجربه اين مرد بي بهره خواهد كرد اگر اين مرد بزرگ در كشور ديگري مثل كشورهاي اروپايي بود وسط جمعيت مجسمه اين مرد ميدانهاي بحراني را براي يادبود و آينده نصب كرده بودند تا همه بدانند خوب بودن و انسان بودن و مردمي بودن چقدر برايشان اهميت دارد ما چه كرديم سالگرد مردي را فراموش كرديم كه مردانگي اش براي همه مان به اثبات رسيده بود و از اعماق قلب همه او را دوست داشتند و به او عشق مي ورزيدند خدايا حاجي را با سيدالشهدا محشور بفرما و كم كاري مارا ببخش.
نوشته شده توسط رامين امدادگر حاجي در بم در تاریخ ۱۳۹۳/۱۰/۲۲

سلام
من توفیق کار کردن با ایشان را نداشته ام اما مدتی در کنارشان در بم و استان تهران پرسه هایی زده ام
نیک مردی بود به یاد ماندنی و افسوس که قدرش را ندانستیم
نوشته شده توسط علیپور در تاریخ ۱۳۹۳/۴/۱۶

با سلام و عرض تسلیت
فقدان پدر امداد ونجات ایران استاد حاج آقا دفتری
را خدمت خانواده محتر م و فرهیخته ایشان و خانواده بزرگ جمعیت هلال احمر وهمچنین مردم بزرگ قائمشهر و بشلی های محترم تسلیت میگویم و از خداوند بزرگ برای آن سفر کرده علو درجات و برای بازماندگان صبر آرزومندم.
با احترام به روح بلند او
سید جلال الدین حسینی سیدی
نوشته شده توسط سید جلال الدین حسینی سیدی در تاریخ ۱۳۹۲/۹/۱۵

با سلام و احترام و تعظيم :حاجي افسانه نبود واقعيتي ملموس از انسانيت و مرامي جاري در جريان زندگي بود كه به آرامي با تبسمي از روي محبت از كنار همه ما مي گذشت گاهي او را ميديدند و گاهي منكر همه آنچه پروردگار هستي به او اعطا كرده بود ميشدند چون توان پرواز و همتاي در خصلت هاي انساني و بشر دوستانه او را نداشتند چنگي بچگانه بر بال سيمرغ ميزدند بهر تقدير حاج بيژن رفت و خاطره او در بين همه امدادگر ان و همكاران صدوق سخت كوش و بي مدعايش ماند آنانكه خود امروز استادي در عرصه امداد ونجات هستند جادهها حاجي را ميشناسند از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب در تمام پايگاه هاي امداد ونجات كه حاجي بعنوان خانه خود و امدادگران را بعنوان برادران و فرزندان خود ميدانست او را به نيكي ميشناسند .ذهن آشفته من و غم از دست او بماند تا بعد از خاكسپاري شايد ناگفته هاي را مي بايست گفت.
ارادتمند: سعيد دفتري 15/9/1392
نوشته شده توسط سعيددفتري در تاریخ ۱۳۹۲/۹/۱۴

با سلام و احترام و تعظيم : سردار فرهاد صادقي مشاور اقتصادي و مدير عامل سابق صنايع نساجي هلال زمان مرحوم دكتر وحيد بذل عنايت كردند و با حقير تماس گرفتند جوياي حال حاجي شدند محبت بسياري نسبت به حاجي ابراز داشتند و از ايشان نيز در بيمارستان عيادت نمودند من سابقه وادبيات كفتمان اين دو را از سالهاي دور ميشناختم بخاطر همين ديروز وقتي حاجي را ديدم سئوال كردم حاج فرهاد به ملاقات آمد ؟ به علامت تاييد سرشان را تكان دادند و در همان حال بيماري لبخندي در چهره اش آشكار شد كه زيبا بود. ارادتمند: سعيد دفتري
نوشته شده توسط سعيد دفتري در تاریخ ۱۳۹۲/۹/۱۳

با سلام و احترام و تعظیم :دوشنبه مقارن ساعت 21مورخ 11/9/1392 در بيمارستان ابن سينا طبقه چهارم خدمت حاج آقا رسيدم به ايشان دستگاه اكسيژن وصل بود بخاطر تحمل وضعيت سطح هشياري حاجي را پايين آورده بودند مع الوصف من را شناخت .
شفا فقط از خداست
اللَّهُ يَتَوَفَّى الأنْفُسَ حِينَ مَوْتِهَا وَالَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنَامِهَا فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضَى عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَيُرْسِلُ الأخْرَى إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ (سوره زمر)
ارادتمند:سعيد دفتري
نوشته شده توسط سعيد دفتري در تاریخ ۱۳۹۲/۹/۱۲

با سلام و احترام و تعظیم : 6آذر1392جناب دكتر سيد احمد موسوي دبير كل جمعيت هلال احمر بذل عنايت فرمودند به همراه حاج آقا گنج آبادي مشاور محترم رياست جمعيت هلال احمر از حاج بيژن در بيمارستان ابن سينا عيادت كردند.
اللهم لا اله الا انت العلی العظيم ذو السلطان القديم و المن العظيم و الوجه الکريم
ارادتمند:سعيد دفتري
نوشته شده توسط سعيد دفتري در تاریخ ۱۳۹۲/۹/۱۰

با سلام و احترام و تعظیم ؛امروز 9آذر92 استاد ارجمند دکتر احمد علي نوربالا (رييس سابق جمعيت هلال احمر)از حاج آقا عیادت کردند .طبق اظهارات خانواده حاجي ااز اين ديدار بسيار شاد شدند. دريغ ام آمدخاطره اي از حاجي در خصوص دكتر نوربالا را تعريف نكنم به مناسبتي به همراه حاجي در جاده كندوان به شمال بوديم در بين راه صحبتهاي كه معمولا در سفر ها مي شود از حاجي سئوال كردم نظر شما در دورهاي كه با دكتر نور بالا كار كرديد در خصوص ايشان چيست ايشان مكثي كرد و خيلي محكم و جدي گفت ايشان انسان مقدسي است كه بايد قدر دانست و در ادامه گفتند ايشان(منظور دكتر نوربالا) هيچگاه حتي يك دستور خارج از ضوابط و تقوي به من ندادند بعد چند لحظه سكوت عميقي كردند.
ارادتمند:سعيد دفتري
نوشته شده توسط سعيددفتري در تاریخ ۱۳۹۲/۹/۱۰

سلام حاجي
بخدا دلم براتون تنگ شده وقتي از خاطرات با شما در حوادث با بچه هاي جديد صحبت ميكنم همه با تعجب و حسرت ولي با اشتياق به حرف هام گوش مي كنند خدايا ميشه يك بار ديگه همه قديميا و جديديا جمع باشند حاجي بياد برامون فقط حرف بزنه شايد سختي هاي روزگار را فراموش كنيم . از خدا ميخوام پدر امداد ايران را به امدادگرها و نجاتگراي كه تو جادهها بي ريا و خالصانه هم اكنون در حال خدمت هستند ببخشه و سلامتي بده . امدادگر عاشق
نوشته شده توسط امدادگر 15سال سابقه در تاریخ ۱۳۹۲/۹/۵

با سلام و احترام و تعظيم به همه دوستان كه با مهرباني از حاجي ياد مي كنند امروز 4آذر 1392است و حاجي در بيمارستان ابن سينا بستري است بيش از هر چيز به دعاي دوستان نزد پروردگار هستي. شفا بخشي كه اراده اش سترگ و بخشش بي منتهاست (ذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ خالِقُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ")نيازمند است.
جالب اينجاست ايشان در نهايت ضعف از ما سراغ وضعيت مردم خانقين و كرمانشاه الخصوص مردم قصر شيرين و سر پل ذهاب را مي گيرد به پدر امداد ايران و پير امداد جهان اطمينان ميدهيم امروز شاگردانش هريك خود استادي بي نظير هستند و ايشان با تبسمي شيرين و از سر رضايت آرام مي گيرد . محتاج دعا؛
بسم الله الرحمن الرحيم يا هو يا من هو يا من ليس الا هو صل علي محمد و آل محمد(ص)

ارادتمند:سعيد دفتري
نوشته شده توسط سعيد دفتري در تاریخ ۱۳۹۲/۹/۵

با سلامي به بلنداي آسمان و به زلالي چشمه ساران بي ترديد بيژن دفتري شناسنامه امداد و نجات در ايران است او را در سطح بين الملل به نيكي و تجريه و علم و عمل ميشناسند او نامي است كه به فراموشي نخواهد پيوست اما چه خوب است امروز از او ياد كنيم تا فردا آيندگان بر ما نيت بد نبرند كه اينان ارزش رادمرداني همچون حاج بيژن را ندانستند و يا مسامحه نمودند ياد از دفتري يادآور خصلت هاي نكوست كه بايد نهادينه شود ياد از او تشكر از خالقيست كه زيبا آفريد انسان را. والسلام
نوشته شده توسط يكي از شاگردان گذشته استاد در تاریخ ۱۳۹۲/۹/۳

درود بردکترنوربالا امیرکبیر هلال احمر ایران
نوشته شده توسط فدوی در تاریخ ۱۳۹۲/۶/۲۷

من با استاد دفتری مدت زیادی همکاری کردم. به جرئت می توانم بگویم که در هیچ کجای دنیا مدیری با توانایی های دفتری مشاهده نکردم. حقا که لقب پدر امداد ایران برازنده ی ایشان است. احداث پایگاه های میان جاده ای در ایران و بالا رفتن سرعت امداد رسانی هلال احمر در سطح جهانی و ... را مدیون تلاش های استاد بیژن دفتری هستیم. همیشه برای ایشان آرزوی سلامتی و توفیق میکنم. درس هایی که از استاد دفتری میگرفتم را با هیچ کدام از دانسته هایم نمی توانم مقایسه کنم.
نوشته شده توسط دکتر نوربالا در تاریخ ۱۳۹۲/۶/۲۲

برای سلامتی مهندس دفتری دعا و بقاء عمر همراه با عزت مسئلت مي نمايم .

نوشته شده توسط مهدی نظرپور در تاریخ ۱۳۹۱/۱۰/۱۶

با سلام و احترام به محضر استاد ارجمند و بزرگ مرد جناب آقاي دفتري
اميدوارم خداوند اعظم شفاي عاجل و عمر بلند و با عزت به ايشان عطا كند ما از اولين دانشجويان رشته سوانح بوديم كه در محضر استاد و تجربات ايشان كسب فيض نموديم بي شك نام هاي بلند به واسطه اراده و عزم هاي بلندتري بدست آمده كه فرصت هم اگر باشد كلمات خاصه و لايق آن قابل بيان نيست خداوند به همه ي مردان تلاش گران و بي ادعا سلامتي و نيك نامي عطا كند...
نوشته شده توسط َفائزه در تاریخ ۱۳۹۱/۸/۱۰

با سلام
اگر نگاهي اجمالي به پستهاي سازماني وتطبيق آن بامدير مربوطه وتخصص ايشان در اكثر حوزه ها بيندازيم جواب بسياري از مشكلات يافت مي شود .من باتمام احترامي كه براي پيشكسوتان عرصه امدا ونجات ومديريت بحران قائل هستم اما به نظرم ميرسد در يك جا كم كاري هايي صورت گرفته است. آنهم تربيت مديران در كنار اساتيدي همچون دفتري ها وخيلي ها كه ديگر كنار ما نيستند وهمه تجربه هايشان در اين عرصه ديگر قابل دسترسي نيست .خوشبختانه دركشور ما با كمك چندي از دلسوزان وآنان كه ضعف موجود رابسيا ر خوب درك كرده اند(آموزش)اقدامات خوبي نظير دانشگاههاي علمي كاربردي صورت گرفته است اما بايد توجه داشت .كه استفاده از تجربيات ودر محضر آنان كه بسياري از حوادث متنوع وبزرگ رادرك كرده اند بسيار مهم است وفرصت ما بسيار محدود.
نوشته شده توسط نجاتگر در تاریخ ۱۳۹۱/۵/۲

با تشكر از همه مرداني كه با دل شان كار مي كنند و با دستانشان به ما مهرباني را ياد مي دهند.
سلامت باشيد و جاودان
نوشته شده توسط مهدي در تاریخ ۱۳۹۱/۲/۲۸

روزگارت بر مراد‏. روزهايت شاد شاد. آسمانت بي غبار.سهم چشمانت بهار. قلبت از غصه به دور. بزم عشقت پر سرور. بخت و تقديرت قشنگ. عمر شيرينت بلند. سرنوشتت تابناك. جسم و روحت پاك پاك

همچو سرو ايستاده باشيد .
ام یجیب و مضطرا" اذا دعاء و یکشف سوء
نوشته شده توسط سينا دفتري بشلي برادر زاده ي دكتر حاج بيژن دفتري پدر امداد ايران در تاریخ ۱۳۹۱/۲/۲۴

از ابر انسان است که انسانهای برتر دلگرمی و شجاعت می گیرند و از پدر امداد ایران استاد حاج بیژن دفتری است که امدادگران بزرگی پرورش می یابند.
برای سلامتی این بزرگمرد :
ام یجیب و مضطرا" اذا دعاء و یکشف سوء
نوشته شده توسط سمیه دفتری شاگرد و برادرزاده استاد در تاریخ ۱۳۹۱/۲/۲۳

برای سلامتی استاد دفتری دعا کنید...او امروز در بستر بیماری است ..قلب او همیشه برای سلامتی ایرانیان می تپید پس ماهم باید برای سلامتی اش دعا کنیم چراکه امداد ونجات ایران مدیون زحمات و تلاش های اوست
نوشته شده توسط در تاریخ ۱۳۹۱/۲/۱

با سلام خدمت زحمت کشان عرصه امداد و نجات. بنده از امدادگران قدیمی زنجان ، سالها پیش با آقای دفتری بارها در سفرهایشان به زنجان ملاقاتهایی داشتیم . ای کاش زمانی فرا میرسید که در تمامی عرصه ها از بزرگوارانی چون جناب آقای دفتری و استاد عزیزم جناب آقای معجونی معاون باسابقه امدادونجات زنجان و سایر عزیزان استفاده بهینه میکردیم ، نه اینکه به بهانه های مختلف کسانی را سرکار بیاوریم که حتی تا به حال یک حادثه کوچک را هم تجربه نکرده اند ...
نوشته شده توسط حامد در تاریخ ۱۳۹۰/۱۰/۷

درود بر شما و استاد عزیز جناب آقای مهندس حاج بیزن دفتری بشلی، من دز مسائل امداد ونجات تجربه ای ندارم...در زمان وقوع این زلزله هم 9 سال بیش نداشته ام ولی از انجائیمه همیشه پیگیر برخی اخبار بوده ام و بنا بر شغلم اطلاعاتی خاص کسب نموده ام احساس می کنم نسبت به افرادی همچون مهندس دفتری کم لطفی می شود ..درست است که باید عرصه را برای جوانان باز گذاشت و درست است که ایشان به سن بازنشستگی رسیده اند ولی به نظر بنده حق ایشان بالاتراز اینهاست و امرزو بایستی در مسند مدیریت عاملی جمعیت هلا احمر کل کشور باشند و از تجربیات ایشان و همرزمان و هم دوره ای هایشان استفاده گردد ای کاش در استان های مازندران و غرب استان و شهرستان هائی چون چالوس و نوشهر نیز بر اساس لیاقت کاری مدیر هلال احمر انتخاب گردد نه براساس رابطه!!! غرب مازندران ...چالوس ...فریاد
نوشته شده توسط محمد صفر در تاریخ ۱۳۹۰/۹/۱۴

علم مديريت بحران بالاخص بحث عمليات امداد و نجات،‌مرهون تجربيات و زحمات بي‌شائبه اساتيد بزرگواري همچون مهندس دفتري است كه در اين عرصه به مانند خورشيد تابان درخشيدند.
به اميد سربلندي و سرافزاري استاد بزرگ
نوشته شده توسط B.H در تاریخ ۱۳۹۰/۷/۲۷

باسلام وتشكر ويژه از جناب آقاي سيد مجتبي احمدي مديريت محترم سايت كه الحق والانصاف حق شاگردي را براي استاد بزرگ امدادونجات كشورمان ايران اسلامي بجا آوردند باور نماييد زبان ماقاصر از بيان تشكر وسپاس بخاطر زحمات آقايان است اميد است در كشور حادثه نداشته باشيم وگرنه به مانند زلزله دامغان بايد به نظاره رييس جمعيت رييس سازمان امداد و....بنشينيم تا ببينيم چطور حادثه اي را بزرگ جلوه مي دهند
نوشته شده توسط ali در تاریخ ۱۳۹۰/۷/۲۳

سلام خدمت تمامی دوستان عزیز....تشکر میکنم از جناب آقای دفتری استاد بزرگوار بنده در پژوهشکده سوانح طبیعی که با بردباری و صبر بسیار در راه مدیریت بحران ((مدیریت بر بحران)) قدم نهادند و موجبات پیشرفت علمی و عملیاتی چشمگیری را در کشور بوجود اورند....اینکه ما چنین عملکردهایی انجام میدهیم ..مثلا همین موضوع که به استاد گرامی جناب فیضی گفتید خیلی موضوع مهمی است...و من این سوال را دارم ..آیا در کشور ما ایران تیم های ارزیابی ویژه تشکیل شده است؟ آیا متصدیان مدیریت عملیات ما در شهرستانها و استانها چنین اقداماتی انجام داده اند؟...ما از خود مردم هم میتوانیم استفاده کنیم...مثلا سیستمی در شهر ها بوجود بیاوریم که از طریق آن مردم بتوانند به طور مستقیم با مراکز مدیریت بحران تماس بگیرند و طبق مشاهدات خود ارزیابی و نیازهای خود را اعلام کنند..البته خیلی باید کار کرد روی این مساله چون خیلی جای بحث دارد..امیدواریم مدیریت بحران در کشور روز به روز پیشرفت کند........ایمن بمانید میلاد صمیمی نعمتی
نوشته شده توسط میلاد صمیمی نعمتی در تاریخ ۱۳۹۰/۷/۱۶

استاد دفتری سلام خسته نباشید.شادبخت هستم .شادبختی که زیر دست سرور گرامی جناب آقای دفتری علم یاد گرفتم در کنار آقای صدرالدین صدر شاگردی نمودم و خدمتگزار بزرگ مرد جمعیت یعنی مرحوم دکتر وحید دستجردی حس انساندوستی و وطن پرستی را تکمیل نمودم از روز اول زلزله رودبار با حضرات بودم تا امروز بالغ بر 21 سال و علمی را بدست آوردم که بایستی به عنوان نیروی مکمل در کنار مدیریت کنونی در بیاید یعنی شما تصور فرمائید رئیس جمعیت شب وقوع واقعه طبق روال همیشگی بایستی سوار قایقی شود که اسم این قایق قایق نجات نام دارد و تا آن لحظه روح رئیس جمعیت خبر ندارد که چه تله سفت و محکمی برایش تدارک دیده بودند و خودش هم بی خبر بوده و ایشان قایقران قایق نجات است که بایستی از ساحل تهران تک پاروه پارو بزند تا برسد به ساحلی که حادثه اتفاق افتاده و مجروحین را سوار قایق کند و برگرداند به ساحل تهران که از مقام معظم رهبری گرفته تا اقوام مجروحین در آن سر دنیا که با ماهواره نظاره گر اعمال رئیس جمعیت هستند و بس و جای توجیه کار هم وجود ندارد و دقیقا این عدد را به صداقت می گویم ایشان 96 ساعت وقت دارد مردم را برساند به ساحل امن به نظر شما با یک پارو که متشکل شده از تمام معلومات و مستندات جمعیت و بزرگانی بمانند حضرتعالی که آن پارو را در بر گرفته؟
اگر جواب خیر بود و گفتار مرا باور دارید من می خواهم یک پارو برای این قایق مهیا سازم که دیگر از دست رفتن زمان برای رئیس محترم جمعیت معنا نخواهد داشت.تمنا دارم تشریف بیاورید یک قدم خیر بردارید و یک درخواست ملاقات با جناب آقای دکتر فقیه،دئیس محترم جمعیت و دبیر کل محترم جمعیت درخواست فوری نمائید و 4 نفری ،گفتم نه بیشتر تمام مسائل را مطرح کنم و کار را تمام کنیم. جناب آقای دفتری خداوند دارد با این مسئله آخرین امتحان الهی خود را از شما پس می گیرد کهجنبه حق الناس دارد نکند شل بیاید و آنرا کنار بزنید.
استاد شما مرا بخوبی می شناسید و شاگرد خودت بودم.
به امید سربلندی شما و 8 ساله آرزو داشتم این پروژه را با وجود شما به اجراء بگذارم ولی یاور ندارم مرا نزد رئیس سازمان ببرد.شادبخت
09391522746
نوشته شده توسط در تاریخ ۱۳۹۰/۷/۱۲

کاش از این آدما مثل دفتری بیشتر استفاده میکردیم... و آدمای بی سوادی رو که هیچ تجربه ای تو امداد و نجات ندارن رو به دلایلی... مدیر نمیکردیم
نوشته شده توسط بی نام در تاریخ ۱۳۹۰/۷/۱

جناب دفتری فرمودن:
مردم در بحث امداد ونجات اگر آگاه باشند کمک کار هستند اما اگر آگاهی نداشته باشند مشکل ساز نیز می شود .
این کلمه اگر رو واسه چی بکار بردن البته بد هم نشده ها / این ینی سیستم آموزشی ما اگر مردم را آگاه سازد / اگر بتواند فرهنگ ایمنی را ترویج دهد و کلی اگر دیگر / اما با این اگر ها کاری از پیش نمیرود.
باید مردم را آگاه و روشن کنیم که دیگه از این اگر ها خبری نباشد
کاش همه مسئولین ما مانند جناب دفتری و حضرتعالی بحران را ازنزدیک لمس کرده باشند.
--------------------------
استاد جناب نورالهی سازمان شهرداری ها سلام مخصوص رساندند
آبتین
نوشته شده توسط خاطرات یک آتش نشان در تاریخ ۱۳۹۰/۶/۳۱

مرحبا واحسنت به استاد دفتري وسايت بحران
نوشته شده توسط بابك در تاریخ ۱۳۹۰/۶/۲۴

آفرین ودرود بر ابر مرد امداد و نجات کسی که هلال احمر ایران مدیون زحمات وفداکاریهایش می باشد
نوشته شده توسط حامد تورچیان در تاریخ ۱۳۹۰/۶/۱۹

دفتر ي مرد بزرگ وشريفيست از كار با او همه لذت مي برديم يادش به خير خدا حفظش كند
نوشته شده توسط محمدي در تاریخ ۱۳۹۰/۶/۱۹

درود بر شما - اگر ممکن است مصاحبه ای هم با رئیس کنونی سازمان امداد کشور داشته باشید تا ببینیم ایشان در چند حادثه اخیر چطور .... کاشته اند!!!
نوشته شده توسط همتی در تاریخ ۱۳۹۰/۶/۱۷

آفرین بر شیرمرد ان امدادی کشور و احسن بر عاشقان و دستداران این شیرمردان که یادشان را زنده کردند
نوشته شده توسط حسینی در تاریخ ۱۳۹۰/۶/۱۷

سلام- مصاحبه ی خوبی بود - کمی هم این درس ها را این آقایان جدید بدانند بد نیست که همین طوری بی گدار به آب نزنند و فاتحه امدادی هلال احمر را نخوانند
نوشته شده توسط رضایی در تاریخ ۱۳۹۰/۶/۱۷

با سلام تشکر از مصاحبه خوبتان- انشاءالله بتوان از دیگر پیشکسوتان نیز یاد کنید تا هم بیاد بزرگان امدادی باشیم و هم بتوان از تجربه ی این عزیزان در راهبرد امدادی کشور استفاده کرد
نوشته شده توسط محمدی در تاریخ ۱۳۹۰/۶/۱۷

ممنون از مصاحبه ی خوبتان من از شاگردان استاد بوده ام ولی بدانید او در خاطره یمردم بم و رودبار وهمه جای ایران خواهد ماند شیر پیر همچنان قدرتمند است !!!!!!!!!!
نوشته شده توسط عبداللهی در تاریخ ۱۳۹۰/۶/۱۷

مرحبا و صد آفرین به این اقدام سایت بحران درود بر دفتری مرد ایستادگی وتجربه وامداد عمرش دراز و نانش گرم وآبش سرد .منتظر قسمت های بعدی هستیم ممنون
نوشته شده توسط کامرانی فر در تاریخ ۱۳۹۰/۶/۱۷

Ba tashkkor ke az. Bozorvaran va. Talashgarane emdad ,o nejate. Keshvar yadi. Kardid. Bi tardid tajrobiyate ein. Aziz mitavanad. Poshtvane arzeshmandi bashad. Leza zemne. Ghadr dani mibayast tajrobiyat. Mazkor cheragh rah. Bashad,Sanayei
نوشته شده توسط yousef در تاریخ ۱۳۹۰/۶/۱۷
نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما: