امروز: ۱۳۹۷/۳/۶
www.Bohraan.com
مدیر سایت
 
دکتر سیدمجتبی احمدی

پربیننده ترین ها

جستجو
   

سيستم كاربري
E-mail
کلمه رمز
» كلمه رمز خود را فراموش كرده ايد؟
» عضويت کاربران جديد

آمار بازدیدکنندگان سایت

آب و هوا



ارسال به دوستان  نسخه چاپی
به نقل ازشهروند:
 بایدهایی‌که بارها باید تمرین کنیم!
| سیداحمد قریشی‌تبار | مدیر مرکز کنترل و هماهنگی عملیات هلال احمر استان اصفها

در تاریخ ٢٩/١١/٩٦ پرواز ٣٧٠٤ خط هوایی تهران–یاسوج شرکت آسمان پس از برخاستن از فرودگاه مهرآباد و عبور از آسمان تهران و مرکزی و در آخرین قدم‌ها در استان اصفهان و در ارتفاعات بلند کوه دنا بعد از حدود یک‌ساعت و ٢٥ دقیقه از آغاز پرواز، مكالمه بين خلبان هواپیما و برج مراقبت فرودگاه ياسوج قطع و هواپیما در حوالي ٩ مايلي شمال فرودگاه یاسوج دچار سانحه و از رادار هواپیمایی حذف شد. پس از آن و بررسی‌های مراجع کنترل‌کننده وضعیت‌های پروازی اعلام وضع خطر شد و سازمان‌ها یکی پس از دیگری وارد میدان امدادرسانی شدند. این عملیات به‌دلیل عدم‌دسترسی به اطلاعات مربوط به سانحه در دو استان اصفهان و کهگیلویه‌وبویراحمد به‌طور همزمان پیگیری شد.
نکات فنی سانحه به‌سرعت محور گفت‌وگوهای مختلف قرار گرفت که بررسی آنها در این گفتار به هیچ عنوان مدنظر نیست.
پرواز هواپیمای ATR-٧٢ خط هوایی تهران-یاسوج و مرگ ٦٦ نفر از هموطنان که هرکدام از سویی و برای انجام مهمی در این پرواز گردهم آمده بودند، کام ملت ایران را که هنوز در غم فقدان ٣٢ملوان و کادر فنی کشتی سانچی و زلزله مهیب و ویرانگر کرمانشاه سوگوار بودند، تلخ کرد.
این حوادث تلخ زمانی ناگوارتر می‌شوند که از تجربیات و اندوخته‌های آنها در راه اصلاح عملکردها و ارتقای شاخص‌های مربوط به ایمنی، تدبیر و تولید علم سودمند بهره‌برداری نشود.
عموما پس از بروز این‌گونه سوانح و بحران‌ها جامعه علمی و مدیران واکنش‌هایی از خود بروز می‌دهند، اما تا زمانی که این واکنش‌ها در مسیر ماندگاری و درک وضع قرار نگیرند و موجب تغییر رفتار و دیدگاه نشوند، مفید فایده نخواهند بود.
به دلیل افزایش پیچیدگی‌های ناشی از تنوع و تکثر حوادث و سوانح، تغییر نگاه و موقعیت و بالندگی مفاهیم کاربردی در امر مدیریت بحران اجتناب‌ناپذیر می‌شود.
افزایش ارتباطات گروهی و تبادل‌نظرات شهروندان در قالب‌های مختلف ازجمله طرح در رسانه‌های گروهی و سرعت شگفت‌آور انتشار آنها همزمان سرعت و دقت در تصمیم‌گیری‌ها را ضروری ساخته است.
مدیران در این شرایط در موقعیت‌های پارادوکسیکال قرار می‌گیرند، از یک طرف عدم‌اطلاع‌رسانی دارای پیامدهای منفی و افزایش نگرانی‌ها در جامعه می‌شود و از طرف دیگر ارایه اطلاعات بدون رعایت جوانب امر نیز کار را از آنچه هست، پیچیده‌تر می‌کند.
تغییر رفتار طبیعت، واکنشی قهرآمیز در مواجهه با مداخلات ناروا و نامسئولانه انسان‌هاست که در زیستگاه زمین ایجاد کرده‌اند.
 این تغییر رفتار همراه با غفلت‌های ساختاری، عملکردی و رفتاری مدیران، متخصصان، کارشناسان و سایر اقشار اجتماعی چنان چهره مخوف و وحشتناکی از زندگی بشر فراهم کرده است که تنها با عبور از این گذرگاه پرآشوب و همراهی و سازگاری با محیط پیرامونی در گهواره زمین می‌تواند آن را به آرامش مستمر تبدیل کند.
در این گفتار سعی نگارنده بر این نکته استوار خواهد بود که فرای نوع سوانح طبیعی و غیرطبیعی آنچه دستمایه مشترک و نیاز به واکاوی و باز تعریف عملکرد مدیریتی خوانده می‌شود، به کنکاش و بررسی درآید.
الف: زمان: با آغاز عملیات جست‌وجو، اطلاعات و داده‌های متعددی از محل احتمالی سقوط جمع‌آوری و این داده‌ها توسط بخش‌های مختلف اعم از سازمان هواپیمایی، واحدهای نظامی، هلال‌احمر، درون‌مرزی و فرامرزی و... بررسی شد. این بررسی‌ها تقریبا سه روز به درازا کشید که با توجه به دردناکی خبر و انتظار سخت‌تر خانواده‌های مسافران بسیار طولانی و سوزاننده می‌نمود.
با نگاهی به سوانح پیش‌گفته عنصر مشترکی که خود را به مجموعه اقدامات، تصمیمات و عملکردهای مجموعه مدیریتی تحمیل می‌کند، از دست رفتن زمان در مراحل ابتدایی است. تقریبا در هر سه سانحه پیش‌گفته چه طبیعی و چه غیرطبیعی عدم‌مدیریت زمان مشکلات را از آنچه هست، بیشتر کرده است.
متاسفانه ساختار معیوب موجود و فقدان هماهنگی سیستماتیک و تعریف‌شده باعث می‌شود در مواجهه با سوانح نوعی سردرگمی و غافلگیری حکمفرما شود.
ساختار فعلی سازمان‌ها متناسب با تنوع، گستردگی و پیچیدگی‌های روزافزون سوانح ساختاری تقریبا ایستا و جزیره‌ای است. هر سازمان متناسب با پروتکل‌ها و بعضا سلایق و تصمیمات فردی مدیران خود با سانحه مواجه می‌شود.
الزامات سازمانی موجود در قبال توجه به ابعاد بحران‌ها سبب نوعی انجماد عملکرد شده و این عملکرد‌هاست که در میدان عمل ناکارآمدی را به رخ می‌کشند.
 وجود برخی قوانین متناقض و نارسا مدیران عملگرا را با بن‌بست‌های تصمیم‌گیری مواجه می‌کنند.
به دلیل فقدان نگاه ملی و جامع، بخش زیادی از ضوابط، قوانین و آیین‌نامه‌ها در حوزه فرابخشی توانایی‌های لازم را ندارند.
عملکردها برخلاف آنچه در کنار هم و در مشارکت باید حالتی هم‌افزا داشته باشند، منفعلانه، خودمحور، غیرمفید و سربار می‌شوند.
بخش عمده‌ای از زمان ارزشمند طلایی پس از بروز بحران‌ها به جای تمرکز بر تبعات بحران، کنترل و مهار عوامل بحران‌آفرین صرف هماهنگی و تجمیع منابع شده و عملکردی که باید قبل از بحران مورد آزمون قرار گرفته باشد، در زمان بحران و پس از کش‌وقوس‌های مختلف اداری و بروکراتیک در حالت آماده به کار قرار می‌گیرند.
شاید گزافه نباشد که بگویم در کشور ما هر حادثه‌ای ده‌ها بار هم که اتفاق بیفتد، گویی برای نخستین‌بار حادث شده است.
نوعا درس‌آموخته‌های حوادث دارای بازخورد اصلاحی و تغییرات فرآیندی و قانونی نیست و چناچه این موارد مستند و مدون هم بشوند، در پیچ‌وتاب‌های اداری و برنتافتن‌های مدیریتی از افق اجرا محو می‌شوند.
ب: ساختارها: از نخستین ساعات اعلام خبر ناپدیدشدن هواپیما جلسات کارشناسی و مدیریتی در مراجع مختلف ازجمله هواپیمایی سازمان مدیریت بحران استانداری‌های هلال‌احمر و... برگزار شد که این جلسات خروجی‌هایی در زمینه تقویت عملیات و نحوه ادامه کار داشت.
از جمله ساختارهای موفق مدیریتی در حوادث، ساختار ICS و DMIS و... است که به مدد نگاه عملگرایانه و پندآموز در حوادث مختلف دنیا پیوسته تدوین شده و این ساختار حدود ١٥‌سال است که در ایران نیز مورد مطالعه قرار گرفته است.
بعضی از سازمان‌ها این ساختار را جزو الزامات خود قبول کرده و جسته‌وگریخته آموزش‌هایی در این زمینه ارایه کرده‌اند.
اما در حوزه عمل و در میدان اجرا آنچه شاهد آن هستیم، نه ساختار سنتی و نه ساختار نوین است. ملقمه‌ای از عملکردهای متناقض، دستورات مبهم و قابل تفسیر، عدم‌پاسخگویی شفاف و صریح درخصوص شرح وظایف، عدم‌تعریف مناسب و ساختارمند منابع موجود و عدم‌قابلیت به فعلیت درآمدن این امکانات در راستای بحران‌هاست که بارها و بارها عدم‌توانایی آنها در جمع‌کردن ابعاد سانحه به اثبات رسیده است.
درحال حاضر باوجود دغدغه‌های مدیران در پاسخگویی سریع به حوادث به دلیل عدم‌انطباق ساختارها و عدم‌رابطه ساختارمند بین‌بخشی و فرابخشی، بخش عمده‌ای از انرژی و توان آنها در مسیرهای توجیه، هماهنگی، همخوانی و ایجاد ادبیات و درک مشترک از بین می‌رود، در صورتی که اگر این نقیصه جبران شود، پتانسیل بسیار خوبی به عملیات پاسخگویی تزریق شده و بخشی از اهداف عملیاتی جامه عمل پوشانده خواهد شد.
ج: تعامل رسانه‌ای: از نخستین دقایق بروز سانحه فعال‌شدن سامان‌های خبری مانند شبکه خبر سیما، سایت‌های اطلاع‌رسانی و شبکه‌های مجازی پر شد از اخبار مربوط و البته همراه با گمانه‌زنی‌ها و هشدارهایی که گاه نه‌تنها به کنترل بحران کمکی نمی‌کرد، بلکه شدت نگرانی‌ها را افزون می‌ساخت. ارایه آمارهای متناقض از سوی سخنگویان متعدد که هر کارشناس خبره‌ای در بادی امر پی به بی‌پایه و اساس بودن بخش‌هایی از آن می‌برد، به‌تدریج فضای غمباری را بر کشور مستولی کرد.
 از مهمترین عواملی که موجب اختلال در عملیات امدادرسانی می‌شود، نحوه تعامل با رسانه‌ها و گروه‌های خبری است. تبادل اطلاعات مربوط به سوانح و بحران‌ها در روزگار پیشرفت و همه‌گیری رسانه‌های بدون سیم و مبتنی بر شبکه‌ها عرصه ژرفی فراهم کرده است که می‌تواند بخش عمده‌ای از نارسایی‌ها و نگرانی‌ها را برطرف کند، اما نحوه تعامل با رسانه‌ها و الزامات مربوط به این حوزه بسیار قابل تامل است.
آموزش و به‌کارگیری سخنگویان و تحلیل‌کننده‌های خبری در امر خطیر مدیریت بحران ازجمله نواقص موجود است که باید در آن تأمل جدی کرد.
رسانه‌ها به دلیل سرعت در انتشار مطالب دارای چنان قدرت تأثیرگذاری هستند که چنانچه مدیران از آن غفلت ورزند، به‌راحتی مقهور این پدیده پرهیاهو شده و یک سانحه را ناخواسته به یک فاجعه بزرگ تبدیل می‌کنند.
جز راست نباید گفت هر راست نشاید گفت
درواقع پیروان ارسطوی حکیم بر این باور هستند که خردمند آنچه را می‌داند، نمی‌گوید و آنچه را می‌گوید، می‌داند.
این شعر، استراتژی مهمی در بیان اطلاعات مربوط به حوادث است. بزرگان ما با ذکر این اصل درواقع هشدارهایی به مدیران عملیات داده‌اند:
١- به هیچ عنوان تحت‌تأثیر جو رسانه‌ای قرار نگیرند.
٢- از بیان مطالب غیرمستند دوری کنند.
٣- صرفا اطلاعاتی ارایه شود که به روال عادی‌شدن بحران کمک کند.
البته با وجود این اصول تداوم و استمرار اطلاع‌رسانی به منظور تأثیرگذاری مثبت بر افکار عمومی از ضرورت‌های فعالیت‌های مدیران بحران است.
افکار عمومی می‌توانند بازخوردهای مثبتی از اطلاع‌رسانی بحران داشته باشند که ضمن پیشگیری از بروز شایعات در قبول واقعیت‌ها، محدودیت‌ها و بضاعت‌ها به سیستم مدیریت بحران کمک کند.
د- امنیت و ایمنی: پس از ظهور نشانه‌هایی از محل سقوط هواپیما تیم‌های نجات و جست‌وجو و کوهنوردان محلی به دلیل احساس وظیفه انسانی و قانونی وارد کارزار دستیابی به محل سقوط شدند که البته ضمن ارج نهادن بر زحمات بدون توقع و خالصانه‌شان، غفلت بعضی از این عزیزان در رعایت بدیهیات صعود و فرود حرفه‌ای در یکی از بلندمرتبه‌ترین قله‌های ایران بود.
کاهش و برودت هوا به منفی ٢٠ تا ٢٥ درجه زیر صفر و احتمال سقوط به پرتگاه. اختلال در پرواز بالگردها به دلیل صعوبت منطقه سقوط و ناپایداری‌های شدید جوی، جملگی فضایی بشدت ناایمن برای دستیابی نیروها از یک طرف و حس دسترسی به وضع حادثه‌دیدگان و تجمع افراد محلی و خانواده‌های حادثه‌دیدگان در میدان تجمع نیروها و مقر عملیات، شرایط را از آنچه بود، ناامن‌تر ساخته بود.
در این موضوع مباحث و مطالب زیادی عرضه شده که موید این نکته مهم است که مدیریت بحران بر پایه‌هایی استوار است که از مهمترین این پایه‌ها موضوع امنیت و ایمنی است.
امنیت باعث پیشرفت کار، رفع اختلال در عملیات، اطمینان از روند عملیات، افزایش قدرت هماهنگی و نزدیک شدن به موفقیت می‌شود.
امنیت بخشی از دغدغه مدیران میدانی است، مدیرانی که در حادثه فاقد امنیت حضور دارند، قادر به ارایه خدمت مناسب و بهینه نیستند.
در صحنه عملیات عوامل ناشی از هژمونی شرایط بحرانی از قبیل بی‌نظمی، هرج‌ومرج، تخریب ساختار قانونمندی است، ناامنی به‌صورت سرطانی رشد کرده و باعث ایجاد اختلال در نظم عمومی می‌شود. این هژمونی زمانی به حالت خطرناک خود می‌رسد که از انجام و توسعه روند برنامه‌ریزی و بهسازی محیط سانحه پیشگیری  و شرایط را از آنچه هست پیچیده‌تر می‌کند.
تفکیک حوزه عمل از حوزه پشتیبانی و دپوی منابع یا اصطلاحا ایجاد فاصله بین منطقه داغ و منطقه زرد تا حدودی می‌تواند این خلأ را بهبود بخشد، اما بخش عمده‌ای از کار در ید اختیار مدیران و دست‌اندرکاران عملیات نیست و نیازمند هماهنگی و انسجام فرابخشی است که باید از طریق بکارگیری منابع خارج از منطقه تأمین و تمهید شود.
اما منظور از ایمنی در این گفتار تجزیه‌وتحلیل عوامل مخاطره‌آمیز در انجام وظیفه محوله است.
هرچند تلقی‌هایی که از ایمنی و به‌عبارت دیگر برآورد ریسک‌ها و خطرات ناشی از یک اقدام می‌شود، به‌صورت نسبی است و هیچ عملیاتی در ایمنی صددرصد انجام نمی‌پذیرد، اما هرچه احتمال بروز مخاطره را از محدوده عملیات دور سازیم و از تصمیمات جایگزین استفاده کنیم، یقینا فرسودگی و آسیب‌دیدگی نیروی انسانی را کاهش داده‌ایم و در حفاظت از منابع انسانی ارزشمند توفیق بیشتری خواهیم داشت.
ایمنی نیروها در دو حوزه قابل انجام است:
١- در حوزه عملیات سانحه که مستقیما نیروها در تهدید عوامل خطرساز قرار دارند و ایمنی بیشتر مبتنی‌بر حذف آسیب‌های جسمی است.
٢- در حوزه بازتوانی نیروها علاوه بر درمان آسیب‌های جسمی به نیازهای روانی امدادگران نیز توجه می‌شود و افراد تحت آزمون‌ها و مراقبت‌های سلامت‌سنج قرار می‌گیرند.
اما نکته پایانی:
ما در کشور ایران به مدد وجود نیروهای متخصص و ارزشمند و منابع و تجهیزات نسبتا مناسب قادر خواهیم بود در وهله نخست نسبت به کنترل و مدیریت سوانح اقدام و از بحرانی‌شدن شرایط پیشگیری کنیم، اگر که بتوانیم با ایجاد ساختارهای هماهنگ در مدیریت زمان در دسترس کوشش کرده و با انجام تعامل رسانه‌ای مناسب و آموزش و ایجاد مهارت خبررسانی در بحران، شرایط مناسبی را برای هم‌میهنان‌مان فراهم کنیم و نگرانی و دغدغه را به شهروندان تزریق نکنیم و محیطی امن و ایمن برای دست‌اندرکاران سوانح ایجاد کنیم و به‌طور پیوسته در ارتقای این شرایط به سمت پیشگیری از سوانح حرکت کنیم.

تاريخ: ۱۳۹۶/۱۲/۱۱

نظر کاربران
نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما: