امروز: ۱۳۹۶/۱۲/۵
www.Bohraan.com
مدیر سایت
 
دکتر سیدمجتبی احمدی

پربیننده ترین ها

جستجو
   

سيستم كاربري
E-mail
کلمه رمز
» كلمه رمز خود را فراموش كرده ايد؟
» عضويت کاربران جديد

آمار بازدیدکنندگان سایت

آب و هوا



ارسال به دوستان  نسخه چاپی
عباس عبدی:
 مشكلات برف؛ تخصيص منابع يا سوءمديريت
روزنامه شهروند
برف تهران و سراسر كشور از يك جهت موجب خوشحالي و از جهتي موجب ناراحتي و از جهت سوم زمينه‌اي براي بحثي شد كه به‌نظرم این سومی بسيار مهم است. خوشحالي از اين جهت كه پس از يك پاييز و زمستان نااميدكننده و خشك از حيث ميزان بارش، با بارش برف به‌نسبت خوبي مواجه شديم. تا پيش از بارش اين برف، هرگاه به كوه‌هاي شمال تهران نگاه مي‌كردم كلي تأسف مي‌خوردم كه مقدار برف آن حتی به اندازه خرداد و تيرماه نيز نيست، چه رسد به زمستان. ياد برف‌هايي مي‌افتادم كه ٥٠-٤٠‌سال پيش در تهران مي‌باريد و براي روزهای متمادی كل خيابان بسته بود و هيچ راهي براي آب شدن برف‌ها نبود، جز اميد به آفتاب و افزايش دما، حتي خودرو نيز رفت‌وآمد نمي‌كرد كه برف را زير چرخ‌هاي خود ذوب کند. در هر حال، برف اخير حدي از نگراني نسبت به كمبود آب را در ميان مردم برطرف كرد. شايد اظهار اين نظر منطقي نباشد، ولي معتقدم که بخشي از تنش‌هاي ماه‌هاي اخير و نگراني‌هايي كه در حوزه‌هاي ديگر نيز ابراز مي‌شد، ريشه در همين نگراني از وضع آب و هوايي نيز دارد. رابطه انسان و طبيعت به شكل ويژه‌اي است، حتي اگر به زبان بيان نشود. مادر طبيعت مي‌تواند مهربان باشد يا خشمگين يا ناخن‌خشك و بخيل يا سخاوتمند و گشاده‌دست و هر كدام اثرات خود را بر روح و روان فردي و جمعي ما مي‌گذارد. به وضوح مي‌ديدم كه مردم در روز يكشنبه به‌نسبت شادمان‌تر و خوشحال‌تر بودند، هرچند با عوارض خاص برف سنگين دست به گريبان بودند. ولي ناراحتي نيز وجه ديگر این بارش‌ها بود. به‌طور مشخص ناراحتی براي زلزله‌زدگان كه بايد با سرما و برف دست و پنجه نرم كنند و در این میان طبيعي است كه كودكان، زنان و سالمندان بيشترين سختي را متحمل خواهند شد، ولي زمينه سومي كه مي‌تواند موضوع بحث قرار گيرد، مديريت برف و رفع مشكلات در زندگی روزمره است؛ موضوعي كه موجب شد برخي از نكات به‌ويژه در فضاي مجازي و رسانه‌اي مطرح شود. در اين يادداشت سعي مي‌كنم به اين وجه ماجرا اشاره کنم.
هنگامي كه برف به‌نسبت سنگيني مي‌بارد، اختلالي جدي در امور جاري شهروندان پيش مي‌آيد. در برخي از موارد خيابان‌ها لغزنده، عبور و مرور مختل، درخت‌ها شكسته، آب و برق و گاز دچار قطعي مي‌شود؛ تصادفات افزايش مي‌يابد، احتمال ريزش بهمن و... نيز به وجود مي‌آيد. شهروندان چگونه مي‌توانند ميان طبيعي يا قابل ‌انتظار بودن اين اتفاقات يا غير قابل انتظار بودن آنها و سوءمدیریت تمايز قايل شوند؟ ما چگونه مي‌توانيم خود را با كشورهاي ديگر و جوامع مشابه يا غيرمشابه مقايسه كنيم؟ به نظر مي‌رسد كه درك كاملي از اداره امور و حوادث طبيعي نداريم، همه چيزهاي خوب را مي‌خواهيم، ولي هزينه آنها را نمي‌پردازيم. هر حادثه طبيعي مثل برف را مي‌توان مديريت كرد، ولي هر مديريتي هزينه‌اي دارد. بايد ديد كه آيا هزينه‌كردن براي چنين حادثه‌اي به‌صرفه است يا خير؟ چرا اين پرسش مطرح مي‌شود؟ براي اين‌كه امكانات و منابع محدود و در مقابل نيازها و خطرات نامحدود است. پس از بارش برف اخير و بروز مشكلاتي در رفت‌وآمد، فيلم‌هايي از برخي كشورها منتشر شد كه برف‌روبي جاده را با سرعت بسيار انجام مي‌دادند؛ مثلا در يك مورد در سوئد، يك برف‌روب يا برف‌خوار با سرعت بالا برف‌ها را به فاصله دوري پرتاب مي‌كرد و فرد منتشركننده با آه و ناله نوشته بود كه مديريت آنان را ببين و مديريت ما را ببين! در يك فیلم ديگر چند برف‌روب بزرگ همزمان يك بزرگراه را در آمريكا تميز مي‌كردند و دنبال آنان نيز خودروهاي سواري در حركت بودند و اين را نشانه پيشرفت و توجه آن كشورها به مسأله مي‌دانستند. اين نگاه دو ايراد اساسي دارد؛ نخست اين‌كه اين وسايل و امكانات لزوما فراگير نيست و مشكلات بخش‌های خاصي را تا حد و اندازه معيني برطرف مي‌كند. تصوير و فيلم نمي‌تواند گوياي همه واقعيات باشد. چه بسا در آن كشورها نيز مشكلات بسياري بر اثر بارش برف و مسائل ديگر به‌وجود مي‌آيد، ولي ايراد مهمتر در منطق هزينه و فايده است. فرض كنيد كه شهرداري تهران بخواهد ١٠ دستگاه از برف‌خوارهاي غول‌آسا را بخرد تا بلكه در يك روز برفي فقط چند بزرگراه يا فرودگاه را باز كند. آيا چنين كاري از نظر اقتصادي به‌صرفه است؟ اين كار براي استكهلم و كشورهايي كه روزهای زیادی با بارش برف روبه‌رو هستند، كاملا به‌صرفه است، چون در طول ‌سال از آنها در موارد مكرر استفاده مي‌شود، ولي بعيد است كه شهرداري مادريد يا رم يا حتي لندن چنين وسايلي را خريداري و استفاده كنند، زيرا گمان مي‌كنند هر چند‌سال يك‌بار ممكن است برف سنگینی بيايد و مشكل ايجاد شود، براي چنين احتمالي، آن‌قدر هزينه نمي‌كنند و پول آن را بايد صرف امور ضروري‌تري کنند.
بنابراين، بايد دقت كنيم كه هر وضع ناهنجاری، محصول چه شرايطي است. اگر شهرداري از مردم مي‌خواهد كه درختان را بتكانند تا شاخه‌هايش نشكند، به اين دليل نيست كه از خود رفع مسئوليت مي‌كند، به اين دليل است كه اگر بخواهد اين كار را انجام دهد، بايد هزاران نيرو براي اين كار اختصاص دهد كه پول آنها را از جيب من و شما تأمين مي‌كند و معلوم نيست كه چنين كاري به نفع شهر باشد، پس چه ايرادي دارد كه خودمان به كمك درختان و شهر بياييم.
از سوي ديگر، نشستن پاي تلفن همراه و كليك‌ و فوروارد كردن مطالب و فیلم سایر کشورها كار سختي نيست، ولي آيا تاكنون فكر كرده‌ايم كه اگر خودمان جاي ديگران باشيم، مي‌پذيريم كه انتظارات غيرمسئولانه‌اي را دامن بزنيم؟ به‌طور قطع اين يادداشت در مقام آن نيست كه بگويد همه دست‌اندركاران كار خودشان را درست انجام داده‌اند، قطعا چنين نيست. به‌ويژه اين‌كه همه‌چيزمان به همه چيزمان مي‌خورد. هدف اين است كه به صرف كمبود و بروز مشكل نمي‌توانيم يك مديريت را تخطئه يا محكوم كنيم. بايد ميان مديريت و امكانات تفكيك قايل شد. در قضيه برف اخير، اول از همه بايد ديد كه آيا هواشناسي درك و تصوير دقيقي از آنچه درحال رخ‌دادن بود، ارايه كرده است يا خير؟ در مرحله دوم بايد ديد كه مديران مرتبط با موضوع شامل وزارت راه، هواپيمايي كشوري، شهرداري، راه‌آهن و... آيا خود را متناسب با پيش‌بيني مذكور آماده و تجهيز كرده بودند يا خير؟ و اين تناسب طبعا بايد با توجه به امكانات آنان باشد. به علاوه، آيا مردم با اين پيش‌بيني خود را همراه و همگام كرده بودند يا با لاستيك‌هاي عادي عزم سفر كرده‌ و در راه گير افتاده‌اند؟ يكي از افراد آشنا كه مدتي در كانادا بود، توضيح مي‌داد كه از زمان مشخصي پیش از آغاز بارش‌های برف همه خودروها از لاستيك يخ‌شكن استفاده مي‌كنند و این وضع تا اواسط بهار ادامه دارد. مگر نه اين‌كه ما سال‌هاست با لاستيك يخ‌شكن و زنجير چرخ خداحافظي كرده‌ايم، در حالي که در گذشته از آن استفاده مي‌كرديم، پس چگونه انتظار داريم كه بودجه شهرداري و دولت صرف مواردي شود كه ما نيز در استفاده از موارد مشابه آن اجتناب مي‌كنيم؟ شايد اين برف موجب شود كه در كنار توجه به سوءمديريت قدري هم به مسأله تخصيص منابع و اهميت آن در اداره امور بپردازيم و بي‌گدار انتقاد نكنيم. بحث منع نقد مدیریت شهری نیست بلکه دقیق بودن نقد مورد نظر است.
تاريخ: ۱۳۹۶/۱۱/۱۱

نظر کاربران
نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما: