امروز: ۱۳۹۸/۶/۴
www.Bohraan.com
مدیر سایت
 
دکتر سیدمجتبی احمدی

پربیننده ترین ها

جستجو
   

سيستم كاربري
E-mail
کلمه رمز
» كلمه رمز خود را فراموش كرده ايد؟
» عضويت کاربران جديد

آمار بازدیدکنندگان سایت

آب و هوا



ارسال به دوستان  نسخه چاپی
معاون آموزش، پژوهش و فناوری جمعیت هلال‌احمر::
 جنبش خادم طرح نیست برنامه ملی است
الهام علمشاهی
جمعیت هلال‌احمر در نگاه حاکمیت سه نقش اجرایی، کمک‌دهنده و مدافعه‌گری و مطالبه‌گری را برعهده دارد که سه رکن اصلی محور فعالیت‌های این جمعیت به حساب می‌آید. به‌عنوان مثال در آسیب‌های اجتماعی نقش کمک‌دهنده را دارد و به نهادهای مرتبط با آسیب‌های اجتماعی در این شرایط کمک می‌کند، به این معنی که حاکمیت هیچ تکلیفی را به شکل مستقل به‌عنوان نقش اصلی در هیچ یک از کارگروه‌های مربوط به آسیب‌های اجتماعی برعهده هلال‌احمر نگذاشته است و نقش هلال‌احمر با عنوان «همکار» معنی پیدا می‌کند. اما در جایگاهی مثل امدادونجات جاده‌ای ما وظیفه حاکمیتی داریم، به این معنی که حاکمیت نقش اجرایی خود را به جمعیت هلال‌احمر واگذار کرده است. در برخی از جایگاه‌ها هلال‌احمر نقش مدافعه‌گری دارد، به‌عنوان نمونه حضور جمعیت در بخش‌های حوادث جاده‎ای، ایمنی، کرامت انسانی و حقوق بشردوستانه طبق اساسنامه جمعیت نمایانگر نقش مدافعه‌گری و مطالبه‌گری به نمایندگی از مردم برای حفظ سرمایه اجتماعی هلال‌احمر است. درواقع سرمایه اجتماعی این جمعیت مدیون دو مولفه مهم نظیر اعتماد و مشارکت است، به بیان واضح‌تر بخش عمده‌ای از مولفه اعتماد برخاسته از صداقت و راستی است. زمانی که مردم ببینند هلال‌احمر مدافعه‌گری و مطالبه‌گری بحق را با ارایه راهکار دنبال می‌کند، ناخودآگاه اعتماد بیشتر می‌شود و به طبع سرمایه اجتماعی بیشتری هم جذب می‌شود. براین اساس موسسه علمی-کاربردی هلال‌احمر پیش از تأسیس جنبش خادم، مطالعه و آنالیزی روی نوع رفتار در آموزش همگانی مربوط به دوره‌های قبل انجام داده است که برای بررسی نحوه و چرایی تأسیس این جنبش خادم با دکتر سیدحمید جمال‌الدینی، معاون آموزش، پژوهش و فناوری جمعیت هلال‌احمر همراه شدیم.
  آموزش همگانی در حوزه بلایا و حوادث در کشور برعهده چه نهادی است و این آموزش چگونه انجام می‌شود؟
آموزش همگانی برمبنای ماده ٣ اساسنامه جمعیت که شامل برنامه‌ریزی و اقدام برای آماده‌کردن مردم در برابر حوادث و بلایا می‌شود برعهده جمعیت هلال‌احمر است. در حقیقت هلال‌احمر مسئولیت کارگروه امدادونجات و آموزش همگانی را به‌عنوان یک وظیفه ذاتی در چارچوب مدیریت بحران کشور که مسئولیت آن هم بیرون از مجموعه هلال‌احمر است، برعهده دارد. در این کارگروه هم نهادهای مرتبط با آموزش همگانی ازجمله آموزش‌و‌پرورش و دیگر نماینده‌های وزارتخانه‌ها حضور دارند. بنابراین این‌جا نقش هلال‌احمر نقش اجرایی است و در کنارش نقش مدافعه‌گری و مطالبه‌گری را هم به عهده دارد. نکته‌ای که هست متاسفانه یک تعریف واحد که مدنظر ما باشد از آموزش همگانی نداریم، یعنی اگر ما یک دایره آموزش همگانی را در نظر بگیریم، خیلی از آموزش‌هایی که در کشور انجام می‌شود همگانی است اما چیزی که مدنظر ما در این موضوع اساسنامه و در این کارگروه است، بیشتر نگاه ارتقای دانش عمومی برای کاهش آسیب‌پذیری یا ارتقای آمادگی مردم برای کاهش ریسک بلایاست، بنابراین نباید فکر کنیم آموزش همگانی در هر نهاد شامل همه زمینه‌ها می‌شود. بخشی از این تعریف آموزش همگانی که وظیفه اجرایی آن برعهده هلال‌احمر است شامل آموزش کمک‌های اولیه می‌شود.
  برای کاربردی و عملی کردن این تعریف چه اقداماتی انجام شده است؟
ابتدا عملکرد خودمان را در چندین ‌سال گذشته بررسی کردیم؛ براساس بازبینی که در فعالیت‌هایمان در سال‌های گذشته داشتیم، آمارهایی داشتیم از آموزش ٥‌میلیون نفر در مبحث کمک‌های اولیه طی یک‌سال تا ٣٥٠هزار تا، ٤٠٠هزار تا، ٥٠٠هزار تا و یک‌میلیون نفر که متنوع بود. از این آمارها به چند نکته رسیدیم؛ نخست این‌که بودجه جمعیت هلال‌احمر را در این خصوص آنالیز و دو هدف را دنبال کردیم، نخست قیمت تمام‌شده آموزش همگانی را در بخش کمک‌های اولیه خارج کردیم و ٤٩‌هزار و ١٢٣ تومان قیمت خالص تمام‌شده آموزش کمک‌های اولیه درآمد که اگر اصطلاک و دیگر هزینه‌های مربوط به قسمت‌های عمرانی قضیه را هم حساب کنیم این عدد تا ٨٠‌هزار تومان افزایش پیدا می‌کند و در مقایسه با بخش خصوصی هم تقریبا یکسان است. از سویی هم بررسی کردیم و دیدم منابع مالی ما هم بیانگر این است که در بهترین زمان، میزان مبلغ تخصیص داده شده به آموزش همگانی را تقسیم بر قیمت تمام‌شده می‌کنیم، زمانی که یک فرد در هر خانواده دوره‌های آموزش همگانی را با این منابع گذرانده و این آموزش برایش بازآموزی هم شده بیش از ٨٠‌سال و در برخی نقاط بیش از صد‌سال طول می‌کشد.
  و بخش دوم؟
در بخش دوم یک شعاری را بررسی کردیم تحت عنوان «هر خانواده یک امدادگر». آموزش هر خانواده حداقل دو برابر آموزش کمک‌های اولیه است، یعنی اگر با این منابع، آموزش یک نفر ٨٠ تا صدسال طول می‌کشد، حداقل زمان رسیدن به این شعار با منابع موجود بیش از صد‌سال طول می‌کشد. بنابراین به این نتیجه می‌رسیم که با احتساب رشد جمعیت و دیگر منابع، شعار «هر خانواده یک امدادگر» عملیاتی نیست و اگر بخواهیم منابع کشور را به سمت این شعارها سوق دهیم بیش از ‌هزار‌میلیارد منابع می‌خواهیم که اصلا امکانپذیر نیست و هیچ کشوری هم این مدل را اجرا نکرده است.
  با حذف این روش و محدودیت در منابع چه روش یا برنامه دیگری برای محقق‌شدن آموزش همگانی انتخاب کردید؟
ابتدا گفتیم بر فرض محال اگر این منابع هم در دسترس قرار بگیرد، ما چه برنامه‌ای خواهیم داشت؟ در این شرایط سراغ اهداف‌مان رفتیم که مطابق با اساسنامه، کاهش ریسک و خطر از مسیر ارتقای ظرفیت آمادگی و کاهش آسیب‌پذیری مردم است. بنابراین شاخص‌های آمادگی خانوار در دنیا را بررسی کردیم، بر این اساس در دنیا شاخص‌های زیادی تحت‌عنوان شاخص‌های آمادگی جامعه مشتمل از مهدکودک‌ها، دانش‌آموزان، کارمندان و دیگر موارد درنظر گرفته می‌شود. در این میان چند شاخص بیشتر استفاده می‌شد که ما دو شاخص را در نظر گرفتیم، یکی شاخص آمادگی عمومی بوده که در آمریکا بیشتر کاربرد داشته است و عنوان شاخص دیگری که توسط وزارت بهداشت در کشور خودمان تحقیقاتی انجام شده «شاخص آمادگی خانوار» است. در هر کدام از شاخص‌ها ١٥-١٠ آیتم وجود دارد که تقریبا ٣٠-٢٥‌درصد این آیتم‌ها دانشی و نزدیک به ٧٠درصد آن رفتاری است.
  این شاخص‌ها در قالب مثال چگونه تعریف شده و درنهایت چه خروجی از این تحقیقات برآورد شده است؟
به‌عنوان مثال اگر یک خانواده بداند که باید برای بحران و حادثه برنامه داشته باشد، این دانش است و این‌که یک خانواده نقشه اضطرار منزل خود را رسم کرده و داشته باشد یا کیف کمک‌های اولیه را داشته باشد، این رفتار است، درواقع این شاخص‌ها ترکیب این موارد است. در هر صورت ما در ایران با توجه به اسناد بالادستی مبنا را «آمادگی خانوار» قرار دادیم. براساس این شاخص‌ها تصمیم گرفتیم در برخی نقاط مطالعات‌مان را تکمیل کنیم، شاید نیاز باشد ما برخی شاخص‌ها را تغییر بدهیم. با این روش‌ها به نتایجی رسیدیم ازجمله این‌که ما به میزانی که منابع دریافت می‌کنیم یا اقدامی انجام می‌دهیم باید خروجی اقدام‌مان قابل لمس باشد، یعنی اگر هر نهاد نظارتی حتی دولت تصمیم گرفت که عملکرد هلال‌احمر را در آموزش همگانی ارزیابی کند باید مطابق با یک شاخصی قابل ارزیابی باشد. درواقع برخی از شاخص‌ها در راستای وظایف اجرایی هلال‌احمر است، مثلا آموزش کمک‌های اولیه، ترویج موضوع انتخاب کیف اضطرار استاندارد در خانواده و خرید آنها توسط خانواده‌ها.
  طبق گفته شما مهم‌ترین شاخص «آمادگی خانوار» است، این شاخص چه میزان برای خانواده‌ها مهم است؟
این‌که خانواده‌ها بدانند چه شاخص‌هایی برای آمادگی خانوارشان مهم است، قابل بررسی است. خیلی از منازل مسکونی بنابر التزام ساختمان‌سازی دارای نقشه اضطرار هستند اما هیچ‌کس هنگام خرید خانه این نقشه را از فروشنده درخواست نمی‌کند، چون اصلا نسبت به این موضوع آگاهی ندارد. مثال‌های دیگری هم در این‌باره می‌توان بیان کرد، مثلا یک خانواده وقتی بیرون از منزل هستند نمی‌دانند هنگام حوادث کجا نقطه امن است، چراکه اگر نسبت به این موضوع آگاهی پیدا کنند حدود ٣٥-٣٠‌درصد از جست‌وجوهای بی‌مورد و نگرانی‌های روانی را کاهش می‌دهد. بنابراین نباید به برخی از اقدامات پیچیده نگاه کنیم، چون بسیار ساده هستند، پس نتیجه می‌گیریم این موضوعات تنها یک طرح نیست و می‌تواند یک برنامه ملی باشد.
  شاخص «آمادگی خانوار» برای دولت چه کاربردی خواهد داشت؟
دولت می‌تواند در اختصاص منابعش برای ارتقای آمادگی خانوار از این الگو پیروی و برنامه‌هایش را طبق این الگو ارایه کند، همچنین متری باشد که بتواند هزینه و اثربخشی را ارزیابی کند. براساس تحقیقاتی که وزارت بهداشت انجام داده شاخص آمادگی خانوار از صد حدود ٩,٣ است که این آمار بیانگر این است که خانواده از ١٥سوال نمی‌توانند حداقل دو سوال را پاسخ دهند، یعنی در هر خانواده حداقل یک کیف کمک‌های اولیه و کیف اضطرار ندارند و حداقل یک نفر دوره‌های آموزشی کمک اولیه را نگذرانده است. اما اگر این دو پارامتر مورد توجه قرار می‌گرفت، این نمره به بالای ١٢ ارتقا پیدا می‌کرد. اما در هر صورت ما این طرح را به‌عنوان یک برنامه ملی که عنوانش برای مردم آرامش‌بخش باشد و یک برنامه آموزش همگانی درنظر گرفتیم.
  این برنامه آموزش همگانی در سطح ملی در چه مرحله‌ای قرار دارد و چه نهادهایی از این طرح حمایت و در ادامه همکاری می‌کنند؟
ما براساس این برنامه شهرهایی را در کل کشور به‌صورت پایلوت درنظر گرفتیم، به این معنا که جمعیت هلال‌احمر هر استان بنابر ظرفیت همان استان و میزان آسیب‌پذیری در برابر حوادث، قسمتی از استان را به‌عنوان پایلوت انتخاب می‌کند تا طرح آغاز شود. براین اساس بخشی از طرح شامل پژوهش و بخشی هم شامل حضور در درب منازل می‌شود که برای جبران منابع آن هم از ظرفیت بخش خصوصی در راستای مسئولیت‌پذیری اجتماعی استفاده می‌کنیم. به این دلیل که اعتقاد داریم هلال‌احمر هم می‌تواند سرمایه اجتماعی‌اش را در کنار بنگاه‌های اقتصادی قرار دهد تا با ورود این بنگاه‌ها با نگاه مسئولیت‌پذیری اجتماعی، از آموزش‌های همگانی نیز حمایت کند، در نتیجه مردم هم باید این دو اتفاق را تبدیل به ارزش اجتماعی کنند، یعنی اگر بنگاه اقتصادی چه حقیقی و چه حقوقی به آموزش مردم به‌ویژه اقشار آسیب‌پذیر توجه می‌کند و هزینه‌های آن را متقبل می‌شود، باید در نگاه مردم تبدیل به ارزش اجتماعی شود و فردی که این اقدام را عملی می‌کند باید برای مردم ارزشمند شود.
  سر راه تحقق این طرح ملی چه مشکلات و موانعی وجود دارد؟
در مقابل ارزش اجتماعی که درموردش بحث کردیم یک نوع «فشار اجتماعی» نیز وجود دارد. اگر ما بخواهیم این جریان را در کشور راه بیندازیم راهی به جز عملی کردن آموزش همگانی در قالب ارزش‌های اجتماعی نداریم. نکته‌ای هم که وجود دارد و می‌تواند مشکل‌ساز باشد عدم توجه به بازآموزی است. اگر فردی چند‌سال پیش دوره‌های کمک‌های اولیه را گذرانده باشد ولی بازآموزی را طی نکرده باشد، هنگام حوادث متوجه می‌شود که اصلا بلد نیست هیچ اقدامی را انجام دهد. افراد هنگام آموزش در سطوح مختلفی قرار دارند و همه آنها از لحاظ میزان دانش در یک سطح نیستند، بنابراین برنامه آموزشی هر فرد را باید نسبت به خود فرد ارتقا داد. در حقیقت باید بین تهدید و خودکارآمدی یک بالانس وجود داشته باشد، یعنی ما نباید به میزانی تهدید را بالا ببریم که افراد دچار بی‌انگیزگی بشوند. آموزش باید یک ارزش اجتماعی تلقی شود و در مقابلش فشار اجتماعی را هم لحاظ کرد.
  از منظر قانونی این طرح چه شرایطی دارد؟
باید از بستر قانون هم استفاده کنیم. تلاش کردیم با توجه به این‌که در کشور کاملا حادثه‌خیزی زندگی می‌کنیم، مجلس ضرورت گذراندن دوره‌های آموزشی کمک‌های اولیه را برای گواهینامه‌های رانندگی و تمدید آن ملزم و قانونی کند.
  در این طرح به جز حوادث طبیعی نسبت به انواع حوادث انسان‌ساز هم توجهی شده است؟
درخصوص مخاطرات انسان‌ساز و طبیعی، ما تنوع بسیار بالایی داریم، بیش از ٢٥٠مخاطره فقط در چند استان شناسایی شده است. بنابراین باید چند نکته را در نظر داشت: نخست این‌که در هر اجتماع یا جامعه‌ای با توجه به ظرفیت و آگاهی موجود و بالعکس عدم‌توانایی و کاهش ظرفیت، یک مخاطره می‌تواند به بحران تبدیل بشود. پس نمی‌توان متصور شد که همه افراد می‌توانند همه آموزش‌ها را برای همه حوادث به حد کفایت داشته باشند، این اصلا در هیچ جامعه‌ای به وجود نمی‌آید، حتی در جامعه‌ای که ایمن و تاب‌آور هم است، همه به یک میزان این تاب‌آوری را ندارند.
  آیا همه مردم یک جامعه به یک میزان مخاطرات را می‌شناسند؟
خیر، این‌طور نیست. همه مردم به یک میزان مخاطرات را نمی‌شناسند و ما مجبوریم برای آموزش‌ها اولویت‌بندی کنیم. به‌عنوان نمونه، مورد داشتیم چند نفر به‌خاطر عدم‌اطلاع از موضوع سیل در خودرو خود قرار گرفته، پنجره‌های خودرو را می‌بندند و فکر می‌کنند آب سیلاب رد می‌شود و متاسفانه هرچند نفر می‌میرند! یا هنگام صاعقه، راننده یک وسیله سنگین به جز دورنشدن از خودرواش، حتی از ارتفاع خودرو خود هم دور نمی‌شود و بر اثر صاعقه فوت می‌کند یا مورد داشتیم هنگام سیل یک نفر از خودرو پیاده می‌شود تا ببیند جهت آب از کجاست که غوطه‌ورشدنش در سیل منجر به مرگش می‌شود. متاسفانه در ایام عزاداری هم اتفاقاتی از این دست را داشتیم، درواقع همه اتفاقات تنها دلیلش عدم رعایت نکته اول ایمنی بوده است، چراکه باید در علم بلندکردن نکات مربوط به اهرم، تعادل و تبادل وزن را مدنظر قرار داد. همه این نکات این نتیجه را به ما می‌دهد که باید قدم‌به‌قدم جلو رفت، نخست باید مخاطراتی را که شایع‌تر است، شناخت، برنامه‌ریزی کرد و آموزش‌ها را ارایه داد تا مردم اطلاعات‌شان افزایش یابد. در حقیقت باید هر جامعه برمبنای ریسک هر منطقه، تقویت واکنشگرهای محلی و ارتقای توان مردمی حرکت کند. در هرحال اولویت با مخاطراتی است که برای مردم قابل لمس‌تر و میزان مرگ‌ومیرش بالاتر است. اما از سویی هم ممکن است به‌صورت بالقوه با یک مخاطره انسان‌ساخت روبه‌رو شویم که جمعیت بسیار زیادی را در کشورمان درگیر کند، قسمتی از این حوادث انسان‌ساخت در حیطه سازمان پدافند غیرعامل است.
  عملکرد دیگر نهادها را در ارتقای آموزش همگانی چطور می‌بینید؟
انصافا تغییرات خیلی مثبتی آغاز شده، به‌عنوان مثال آموزش‌وپرورش در چندین کتب درسی موضوع حوادث، بلایا، آمادگی مردم و در مفهوم عام حوزه سلامت را مدنظر قرار داده است. درواقع میزان آگاهی مردم افزایش و ترس مردم کاهش یافته است. در همین زمینه تحقیقی انجام شده که بیانگر ١٨‌درصد آمادگی مردم نسبت به زلزله در ‌سال ٨٣ بوده که الان این میزان به ٤٦‌درصد رسیده است. بنابراین می‌توان بیان کرد که طرح خادم مقدمه‌ای برای محقق‌شدن همه امور به منظور افزایش دانش و آگاهی مردم در زمینه آموزش همگانی در برابر حوادث و بلایا خواهد بود.
تاريخ: ۱۳۹۵/۸/۱۱

نظر کاربران
نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما: