امروز: ۱۳۹۸/۶/۴
www.Bohraan.com
مدیر سایت
 
دکتر سیدمجتبی احمدی

پربیننده ترین ها

جستجو
   

سيستم كاربري
E-mail
کلمه رمز
» كلمه رمز خود را فراموش كرده ايد؟
» عضويت کاربران جديد

آمار بازدیدکنندگان سایت

آب و هوا



ارسال به دوستان  نسخه چاپی
به نقل ازشهروند:
 بحران ریزگردها را ناپلئونی مدیریت نکنیم
حامد حقی مدیرعامل موسسه مقاوم‌سازی و بهسازی لرزه‌ای ایران
باز هم تکرار گذشته و باز هم ریزگردها سطح خیلی از استان‌های کشور را فرا گرفت! و این داستان سال‌هاست تکرار می‌شود و می‌گذرد و گذر زمان به داد مسئولان می‌رسد. شاید این رفتار مسئولان با بلایا و مشکلات کشور خیلی عادی باشد و همه با این مسائل به‌نحوی برخورد می‌کنند که انگار در اجرای یکی از اصول اساسی مدیریت قدم برداشته‌اند و خوب تاریخ هم این مسیر را نشان داده است. روزی در مطالعات تاریخی‌ام اگر اشتباه نکنم با روش حل مسائل به سبک ناپلئون آشنا شدم که در آن ناپلئون نامه‌هایی را که به دستش می‌رسید مدت یکی، دو هفته حداقل روی میز خود نگه می‌داشت و زمانی که آنها را باز می‌کرد تاریخ درخواست گذشته و به‌گونه‌ای بود که مسأله قطعا تا آن زمان به‌نحوی حل و برطرف شده بود و نیازی نبود تا ناپلئون تصمیمی بگیرد یا نیرویی به جبهه‌ای اعزام کند! وضع حالِ مدیریت کشور ما نیز با این سبک و سیاق غریب نیست و انگاری مدیران ما به‌گونه‌ای از کنار مشکلات و مسائل می‌گذرند تا گذر زمان، ضرورت تصمیم‌گیری و اقدام و عمل را برطرف کند!
زلزله بم آمد و باز هم همان فاجعه بارها و بارها تکرار شد! دو، سه سالی است به مدد باران‌های الهی و با بی‌تدبیری ما سیل‌های خروشان بر خانه و کاشانه مردمان ما حمله‌ور شده‌ است و خسارات فراوان مالی و جانی به‌جا گذاشته است! چند سالی است که ریزگردها و آلودگی هوا امان مردم را بریده است و چه سرطان‌ها و بیماری‌های لاعلاجی را برجای گذاشته است و در همه این بحران‌ها تنها اقدامی که ما می‌کنیم این است که صبر کنیم و صبر کنیم تا زمان همه چیز را حل کند. بی‌شک اگر رسانه‌ها و جنبش‌های فضای مجازی مردمی نبود، شاید شهادت ١٩ سرباز هم‌میهن ما آن‌قدر مهم جلوه نمی‌کرد که اکنون صداوسیما هم وارد کارزار شده است و مدام از شهادت این ١٩ سرباز بیگناه در حادثه رانندگی اعلام خبر می‌کند. اما یقین دارم که روش ناپلئونی حل مسائل باز هم به کار می‌آید و با خوابیدن این سروصداهای مجازی و رسانه‌ای، باز هم هیچ اقدامی برای ارتقای کیفی و تجهیز ناوگان ترابری ارتش صورت نخواهد گرفت! مگر چند‌ سال پیش نخبگان دانشگاهی ما در همین حادثه جاده‌ای کشته نشدند؟ مگر این اتفاقِ نادری بوده است که باز هم ما شاهد شهادت ١٩ سرباز هم‌میهن‌مان هستیم؟ چرا حوادث و سوانح در کشور ما تکرارپذیرند و به‌طور مثال اگر به خواست خدا زلزله ٢١ مرداد ورزقان در ساعت ١٧ عصر رخ نمی‌داد و همانند بم در نیمه‌شب زمین به لرزه درمی‌آمد، مگر آمار کشته‌های ما با کشته‌های بم تفاوت داشت؟ از بم تا ورزقان ٩‌سال فرصت داشتیم که تدبیر و مقاوم‌سازی کنیم و آمادگی کسب کنیم، البته نباید صرفا انتقاد کرد و از اقدامات شایسته‌ای که در تجهیز و توسعه جمعیت هلال‌احمر و پایگاه‌ها و انبارهای امدادی داشتیم و تلاشی که برای تأسیس سازمان مدیریت بحران کشور و سازمان‌های بحران در شهرداری‌ها صورت گرفت و همچنین تغییراتی که در آیین‌نامه‌های ساختمانی داشتیم به‌خصوص در تدوین دستورالعمل‌های جدید سازه‌ای،  غافل بود و همه اینها جای تقدیر و تشکر دارد، اما آیا به‌راستی جان انسان‌ها آن‌قدر کم‌ارزش است که ما این اقدامات را کافی بدانیم؟ بحران کم‌آبی درحال توسعه است و نشست زمین در بخش‌های مختلف کشور مشاهده می‌شود. آتش‌سوزی مداوم جنگل‌ها در شمال، مرکز، جنوب، غرب و شرق و توسعه بیابان‌ها و خشک شدن زمین‌های کشاورزی در نتیجه قطع حق‌آبه‌ها و بحران بی‌آبی و تبدیل زمین‌های حاصلخیز به کویری که منشأ ریزگردها هستند، همه و همه عواملی است برای این‌که ریزگردها ایجاد و با بادها همراه شود و در شهرها و روستاها هوای سالم را از همشهری‌ها و هم‌میهنان ما بگیرد.
اگر بخواهیم گذری علمی و البته ساده بر این بحران جدید کشور داشته باشیم، باید گفت که عوامل انسانی بسیاری در ایجاد ریزگردها نقش دارد که اگر بخواهم بخشی از آنها را نام ببریم باید به ساخت‌وساز بیش از اندازه سد‌ها، چرای بیش از حد دام و طیور، چاه‌های غیرمجاز و استفاده بی‌حد و اندازه از آب‌های سفره‌های زیرزمینی و دریاچه‌ها که همه و همه ضمن حذف پوشش‌های گیاهی زمین‌ها، با کاهش رطوبت خاک و فرسایش خاک، زمین‌های مساعدی را در کنار وزش‌ باد برای ایجاد ریزگردها فراهم می‌کند، اشاره کرد. در کشور عزیز ما ٣٢‌میلیون هکتار بیابان وجود دارد و ٤٠‌میلیون هکتار زمین نیز تحت‌تأثیر بیابان‌هاست و عدم مدیریت صحیح اراضی و کاهش پوشش گیاهی و آتش‌سوزی‌های جنگل‌ها که به‌تازگی آتش‌سوزی پاسارگاد را نیز در کارنامه مدیریت جنگلداری و مراتع کشور ثبت کرده‌ایم و همچنین مدیریت موفق و گسترده در هدر دادن آب‌های سطحی و زیرزمینی کشور و بسیاری عوامل دیگر زیست‌محیطی که در نتیجه آن توسعه و گسترش بیابان‌ها و خشک شدن نهرها و رودها و دریاچه‌ها را شاهد هستیم، همه و همه دلایل خوبی خواهد بود برای این‌که منشأ ریزگردها را بشناسیم و برای حل آن به‌دنبال راه‌ حل‌های مناسب باشیم. البته نگارنده از مشکلات کشورهای همجوار که شاید منشأ اصلی این بحران باشند بی‌خبر نیست و قبول دارم که جنگ و ناامنی در عراق که باعث شده بیابان‌ها توسعه یابد و زمین‌های کشاورزی به خشکی روند و تغییر مسیر رودخانه‌ها در اختلافات سیاسی و نظامی کشورهای همسایه رخ دهد، از عوامل اصلی این ریزگردهاست که البته براساس شنیده‌ها گویا در زمان‌های پیشین نیز این مشکلات بوده است که با سرمایه‌گذاری در این زمینه در پیشگیری از پراکنده شدن ذرات خاک در هوا اقدامات مناسبی صورت می‌گرفته است. اما اکنون چرا با بحران ریزگردها به روش حل مسائل ناپلئونی برخورد می‌شود، سوالی است که ذهن همه مردم را درگیر کرده است! اهواز روزگاری شهری آباد بود اما اکنون به شهری تبدیل شده است که بیشترین آمار درخواست مهاجرت را دارد و همه اینها از همین ریزگردهاست که خوزستانی که امنیت کشور را در هشت‌سال دفاع مقدس فراهم کرد و با شهادت مردان و زنانش، خاک ایران در مقابل عراق بعثی حفظ شد و سال‌های‌ سال با نفت و منابع ارزشمندش بهای آبادانی و ساخت‌وساز ایران بزرگ را تدارک دید، اکنون گرفتار ریزگردهایی است که ریشه به تیشه این ملت زده و علاوه بر خوزستان بر ایلام و کرمانشاه و چند استان دیگر نیز هجوم آورده است. البته نگارنده می‌داند که اقداماتی برای شناسایی منشأ اصلی این ریزگردها صورت گرفته است. وزارت امور خارجه نیز مسئولیت پیگیری و مذاکره برای رفع این ریزگردها را با کشورهای همسایه عربی عهده‌دار شده و هورالعظیم شاید منشأ اصلی این ریزگردها باشد که به‌دلایل اختلافات دینی، مذهبی و سیاسی کشورهای عربستان، عراق و سوریه با عدم مالچ‌پاشی‌ها و عدم ایجاد پوشش‌های گیاهی و توسعه جنگل‌ها و همچنین بنا به گفته محققان به‌دلیل تردد فراوان خودروهای جنگی و تانک‌های نظامی و افزایش طوفان‌های شن در این راستا، عامل اصلی بحران ریزگردها و آلودگی ایران عزیزمان باشد. حدود ١٠‌سال پیش برنامه محیط‌ زیست سازمان ملل متحد هشدار داده بود که در تالاب‌های بین‌النهرین شاهد بحران بزرگ زیست‌محیطی خواهیم بود و ما بی‌خیال از تدبیر و اندیشه برای آینده، به فکر سدسازی‌های گسترده بدون تاییدیه‌های محیط‌ زیست و میراث فرهنگی بوده‌ایم و اکنون نیز با وجود بحران خشک شدن دریاچه ارومیه که آن نیز بحرانش به مراتب بزرگتر و وسیع‌تر از بحران‌های امروز ریزگردهاست و قطعا یکی از منشأهای اصلی ریزگردها در آینده نزدیک است و در کنار بحران کم‌آبی و نشست زمین به دلیل خشک شدن سفره‌های آب زیرزمینی در خیلی از شهرهای کشور، با انتقال آب کاسپین به سمنان، به‌دنبال ایجاد بحران دیگری هستیم تا شاید برای مدتی کوتاه مردمانی را از نعمت آب بهره‌مند کنیم و برای مدت طولانی کشور را در بحران‌های زیست‌محیطی فرو بریم! شاید همه دانشمندان و محققان کشور درحال حاضر معتقد باشند که منشأ ریزگردهای فعلی غرب کشور، خوزستان، ایلام، کرمانشاه و قم از مرز ایران و عراق و تالاب‌های بین‌النهرین و هورالعظیم باشد اما یقین بدانید که در آینده نزدیک با مدیریتی که اکنون در منابع طبیعی و محیط‌ زیست و منابع آب زیرزمینی و دریاچه‌ها و جنگل‌هایمان داریم، به‌زودی عامل اصلی و منشأ ریزگردها را باید در ایران عزیزمان جست‌وجو کنیم.  نگارنده معتقد است که امروز اگرچه به محیط زیستمان آسیب بسیاری زده‌ایم و شاید ده‌ها‌سال طول بکشد تا جنگل‌های بکر پاسارگاد احیا شود و ده‌ها‌سال طول بکشد تا دریاچه ارومیه مجدد محل زندگی گونه‌های مختلف پرندگان مهاجر و بومی شود، اما اگر امروز دست به کار شویم و کمی هم به محیط‌ زیست به صورت جدی بیندیشیم، در آینده پشیمانی نخواهیم داشت و به دنبال این نیستیم که دولت چندم و کدام رئیس‌جمهوری و کدام رئیس محیط ‌زیست و کدام وزیر نیرو و وزیر کشاورزی عامل بدبختی‌های ما بوده است!
تاريخ: ۱۳۹۵/۴/۹

نظر کاربران
نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما: