امروز: ۱۳۹۸/۶/۴
www.Bohraan.com
مدیر سایت
 
دکتر سیدمجتبی احمدی

پربیننده ترین ها

جستجو
   

سيستم كاربري
E-mail
کلمه رمز
» كلمه رمز خود را فراموش كرده ايد؟
» عضويت کاربران جديد

آمار بازدیدکنندگان سایت

آب و هوا



ارسال به دوستان  نسخه چاپی
به نقل ازشهروند نگاهی به تجارب کانادا در بلایای ط:
 حرفه‌ای‌گری در مدیریت بحران شهرداری‌ها
دنیل هنسترا - استاد دانشگاه واترلو کانادا | برگردان: مجتبی پارسا|
اگرچه دولت‌های محلی و فدرال، به صورت فعالانه برای رسیدگی به شرایط اضطراری وارد برنامه‌ریزی‌های اضطراری می‌شوند اما شهرداری‌ها، نقشی کلیدی در مدیریت بحران در کانادا ایفا می‌کنند.
در واقع مقامات محلی، اولین پاسخ‌دهندگان به شرایط بحرانی هستند و زمانی که ظرفیت پاسخگویی آنها پر می‌شود، توسط دولت‌ها و مقامات بالاتر حمایت می‌شوند. این بدان ‌معناست که گرچه شهرداری‌ها می‌توانند حمایت و پشتیبانی دولت‌های فدرال و ایالتی را در صورت نیاز دریافت کنند اما آنها باید برنامه و منابع کافی برای پاسخگویی موثر به شرایط اضطراری را در محدوده و حوزه اختیارات‌شان داشته باشند.
جوامع با خطرات و آسیب‌پذیری‌های مختلفی مواجه می‌شوند؛ بنابراین مقامات محلی، مسلما بهترین موقعیت را برای تعیین اقدامات آماده‌سازی مناسب دارند. از سویی دیگر، شهرداری‌ها ظرفیت مالی نسبتا ضعیفی دارند و واجد اولویت‌های هم‌تراز زیادی هستند. بنابراین، تصمیم‌گیرندگان، به‌طور قابل فهمی وسوسه می‌شوند که توجه و منابع‌شان را معطوف مشکلاتی کنند که می‌بینند. در نتیجه، مدیران محلی بحران، غالبا باید برای ایمن‌کردن محیط براساس دستور کار شهرداری‌ها تقلا کنند.
مسئولیت‌های شهرداری‌ها در جهت مدیریت بحران، تا حد زیادی توسط سیاست‌های ایالتی تعیین می‌شود. به‌طور مثال در ایالت انتاریو (در کانادا)، فعالیت حفاظت مدنی و مدیریت بحران، نیازمند این‌که هر یک از شهرداری‌ها یک برنامه مدیریت اضطراری را که شامل عناصر خاصی مانند آموزش همگانی است و در قوانین آمده، پیاده‌سازی کنند.
بسیاری از افراد، قوانین انتاریو را به‌عنوان مدل مناسبی برای سایر ایالت‌ها درنظر می‌گیرند؛ چراکه این قوانین، شهرداری‌ها را متعهد به حمایت از طرح اضطراری موجود، تعیین هماهنگ‌کننده مدیریت بحران و سازماندهی مانورهای سالانه می‌کند. گرچه محدوده مسئولیت‌های شهرداری‌ها، از ایالتی به ایالت دیگر متفاوت است اما همه شهرداری‌ها در کانادا موظف به برنامه‌ریزی برای شرایط اضطراری هستند.
شهرداری‌ها، عملکرد مدیریت اضطراری را به‌طور متفاوتی سازماندهی می‌کنند. در جوامع کوچکتر، مسئولیت هماهنگی در شرایط اضطراری، معمولا به مدیرانی با وظایف دیگر که غالبا در ایستگاه‌های پلیس یا آتش‌نشانی مستقر هستند، اختصاص داده می‌شود. در جوامع بزرگتر، معمولا فرد به‌خصوصی را برای انجام این وظیفه استخدام می‌کنند و در شهرهای بسیار بزرگ، این وظیفه، برعهده یک تیم متشکل از سازمان‌های مدیریت بحران گذاشته می‌شود.
مدیر بحران شهرداری، معمولا سیاست‌هایی را در رابطه با یک کمیته ایجاد می‌کند که این کمیته در حالت عادی متشکل از نمایندگان سایر نهادها و آژانس‌هایی است که در زمان بحران، نقشی را ایفا می‌کنند.
اغلب برنامه‌ریزی‌های اضطراری، بدون بررسی دقیق مقامات منتخب صورت می‌گیرد اما برای تغییرات قابل‌توجه برنامه‌ها، نیاز به تصویب و تأیید سیاسی است. صرفنظر از ساختار نهادی، آنهایی که مسئول عملکرد مدیریت بحران هستند، باید افرادی با ارتباط‌های موثر و متبحر در حل مشکلات و قادر به تصمیم‌گیری‌های سیاسی باشند.
ماهیت و حوزه فعالیت‌های شهرداری‌ها برای برنامه‌ریزی در مقابل بحران، از دهه‌های ١٩٥٠ و ١٩٦٠ تا امروز رشد چشمگیری داشته، خصوصا زمانی که هماهنگ‌کنندگان دفاع شهری خود را برای احتمال یک حمله اتمی آماده می‌کردند.
این توجه کم، در دهه ١٩٧٠ به‌طور معناداری رشد پیدا کرد و معطوف به بلایای طبیعی مثل سیل شد که به‌عنوان خطر قابل‌توجهی برای امنیت عمومی شناخته شد. در اوایل دهه ١٩٨٠، به دنبال اتفاقاتی نظیر ذوب جزیی هسته‌ای (که منجر به پراکنده شدن تشعشعات اتمی می‌شود) در مرکز اتمی پنسیلوانیا در‌ سال ١٩٧٩، خارج شدن قطار از ریل در میسی سوگا و اتفاقی مشابه در انتاریو در همان سال و انتشار گازهای سمی و مرگبار در «بی‌هوپال» هند در ‌سال ١٩٨٤، توجه طراحان مدیریت بحران به سمت بحران‌های فنی و تکنولوژیکی معطوف شد.
در ‌سال ١٩٩٩، متخصصان در مورد مشکل کامپیوتری « Y٢K»، که منجر به اختلال در سیستم‌های مخابراتی و ارتباطی می‌شود، اخطار دادند و نظرها را به آسیب‌پذیری زیرساخت‌های حیاتی جلب کردند.
حمله تروریستی در ١١سپتامبر، نقش زیادی را در اهمیت برنامه‌ریزی اضطراری در همه سطوح دولتی بازی کرده است. در نهایت، تجارب اخیر در مورد ظهور بیماری‌های مسری، مثل بحران SARS (بیماری تنفسی خطرناکی که منجر به مرگ می‌شود) در ‌سال ٢٠٠٣، برنامه‌ریزی در مورد بحران سلامتی را برجسته کرد.
امروزه، مدیریت بحران
[در سطح] شهرداری‌ها، خصوصیات و مزایای زیادی دارد. اولین مزیت آن این‌که فراگیر است و برنامه‌ریزی برای همه نوع خطرات و مراحل شرایط بحران (کاهش خطرات، آماده‌سازی، پاسخ و بازیابی) در نظر گرفته می‌شود.
جوامع با محدوده وسیعی از خطرات روبه‌رو می‌شوند و گرچه اثرات این خطرات بسته به نوع آنها متفاوت است، نقشه‌ها و پروتکل‌ها باید به اندازه کافی قابل ‌انعطاف باشند که بتوانند برای همه شرایط اضطراری یا بلایای طبیعی به کار بیایند.
برنامه‌ریزی‌های اضطراری شهرداری‌ها همچنین باید مراحل مختلف بحران را در نظر داشته باشند. برنامه اقدامات اولیه اضطراری روی آمادگی و واکنش تأکید دارند اما توجه کمی به جلوگیری یا کاهش اثرات شرایط اضطراری می‌کنند. طی دهه‌های اخیر، کانون توجه مدیریت بحران تا حد زیادی از «آمادگی و واکنش» به «کاهش خطرات» تغییر یافته است. دکترین‌های مدیریت بحران مدرن، به روشنی معتقدند از آنجایی که نمی‌توان از اغلب خطرات جلوگیری کرد، باید منابع را در جهت کاهش آسیب‌پذیری اختصاص داد.
دومین خصوصیت مدیریت بحران شهرداری‌ها این است که طرح‌های آنها طرح‌های «مبتنی بر خطر» است. قاعده مدیریت خطر شامل چارچوب سیستماتیک و منطقی‌ای برای تصمیم‌گیری است. برنامه‌ریزی اضطراری مبتنی بر خطر، با یک اتفاق مخاطره‌آمیز و ارزیابی آن آغاز می‌شود و خطراتی را که ممکن است آن جامعه شهری با آنها روبه‌رو شود، شناسایی می‌کند؛ آسیب‌پذیری مادی و اجتماعی در مقابل خطرات زیست‌محیطی ارزیابی و [در نهایت] تبعات محتمل مرتبط با این خطرات در یک دوره زمانی خاص تخمین زده می‌شود. این فرآیند شناسایی، آنالیز و اولویت‌بندی خطرات تا حد زیادی به‌عنوان ابزار مطلوبی جهت اختصاص دادن منابع ناکافی جهت مدیریت بحران درنظر گرفته می‌شود. بیان این موضوع نیز اهمیت زیادی دارد که ارزیابی خطرات، فرآیند دشواری است که می‌تواند با عدم قطعیت و مخالفت‌های طرفین همراه شود.
سومین مشخصه مدیریت بحران معاصر شهرداری‌ها، مشارکتی‌بودن آن است. برخلاف خط‌مشی و روش «دستور و نظارت» دوران ابتدایی حفاظت مدنی که سیستمی عمودی بود، برنامه‌ریزی‌ها و سازماندهی‌های امروزی برای واکنش اضطراری، نیازمند همکاری و تشریک مساعی افقی و عمودی قابل‌توجهی است.
برای تاثیرگذاری بیشتر، برنامه‌ریزی اضطراری محلی باید شامل بازیگران سایر نهادهای مسئولیتی مثل سازمان
 آب و فاضلاب، خدمات حمل‌ونقل، بهداشت عمومی، کاربری اراضی و خدمات اجتماعی باشد، بازیگرانی که ممکن است در زمان بحران، از آنها درخواست کمک شود. مدیران شرایط اضطراری شهری باید زمان قابل‌ ملاحظه‌ای را برای ساختن شبکه‌های همکار مثل سایر بخش‌ها و آژانس‌ها، سازمان‌های غیرانتفاعی و نهادهای خصوصی، صرف کنند. این همکاری و مشارکت به شهرداری‌ها –که غالبا منابع و بودجه‌های محدودی در دست دارند- اجازه می‌دهد به کمک منابع مالی و انسانی بیشتر، فعالیت‌های مدیریتی بحران را گسترش دهند.  در هر حال، شبکه‌های همکاری، نیازمند روابط صادقانه، دیالوگ مداوم و بنابراین تلاش زیادی برای حفظ این روابط است.
همچنین مدیریت بحران [در سطح] شهرداری‌ها، نیازمند همکاری عمودی با سیار سطوح دولتی است. این سطوح دولتی می‌توانند خدمات عمومی مهم مثل خدمات بهداشتی و اجتماعی یا سایر خدماتی باشند که توسط دولت‌های منطقه‌ای اداره می‌شوند. برنامه‌ریزان مدیریت اضطراری شهرداری‌ها باید مطمئن شوند که مقامات منطقه‌ای از نقشه‌ها و سیاست‌های اضطراری آنان آگاهند و همچنین باید از این موضوع اطمینان حاصل کنند که خدمات مورد نیازشان در زمان بحران و بعد از آن، در دسترس‌شان خواهد بود. به علاوه، مدیران اضطراری منطقه‌ای باید به‌طور مداوم با مقامات ایالتی در ارتباط باشند. همه ایالت‌ها، واجد سازمان یا آژانسی هستند که مسئول مدیریت بحران است. به‌طور مثال در انتاریو، سیاست‌ها توسط سازمان مدیریت بحران این ایالت تنظیم می‌شود. این سازمان، شاخه‌ای از وزارت امنیت و خدمات اصلاحی است. افسران منطقه‌ای بر برنامه‌ریزهای اضطراری شهرداری‌ها نظارت و آنها را پشتیبانی و منابع ایالتی را میان‌شان تقسیم می‌کنند. دولت کانادا نیز برنامه‌های زیادی برای حمایت از مدیریت بحران در سطح منطقه‌ای دارد. اولا در برنامه آمادگی اضطراری مشترک (JEPP)، سرمایه‌هایی برای حمایت از سرمایه‌گذاری‌های ایالتی و شهری در آمادگی بحران قابل ‌دسترسی است. مثال‌هایی از پروژه‌های مناسب شامل آموزش و تمرین، یا خریداری تجهیزات برای واکنش به بحران است. دومین مثال حمایت دولت کانادا، کالج کانادایی مدیریت بحران است که در اوتاوا، برای برنامه‌ریزان اضطراری در شهرداری‌ها، کورس‌های آموزشی ارایه می‌دهد. سوم، این‌که اوتاوا، جزوه‌ها و بروشورهای اطلاعاتی مختلفی را در مورد خطرات برای آموزش و آماده‌سازی خانواده‌ها چاپ و میان شهروندان کانادا توزیع کرده است. بنابراین اگرچه برنامه‌ریزی بحران عمدتا محلی است اما نیازمند همکاری قابل توجهی با سایر مقامات و نهادها در سطوح مختلف دولت است.
در نهایت، چهارمین مشخصه مدیریت بحران شهرداری‌ها این‌که مدیریت در این سطح تا حد بسیار زیادی حرفه‌ای شده است.
شبکه‌های ارتباطی فعال در میان مشارکت‌کنندگان محلی توسعه پیدا کرده و سازمان یافته ‌اند. برنامه‌های آموزشی مدیریت بحران که دانش و مهارت‌هایی را عرضه می‌کنند، در میان تعدادی از موسسات آکادمیک دایر شده است؛ موسساتی مثل دانشگاه یورک، دانشگاه رویال رودز و کالج فلمینگ. در این میان، در ‌سال ٢٠٠٧، انجمن بین‌المللی مدیران بحران، شروع به ارایه گواهینامه‌هایی به افرادی کرد که دوره‌های آموزشی مدیریت بحران را گذرانده‌اند.
اهداف و عناصر برنامه
اهداف اصلی مدیریت بحران منطقه‌ای، حفاظت از مردم و دارایی‌هایشان از خطرات، به حداقل رساندن خسارات مرتبط با شرایط بحرانی و اطمینان از بازیابی سریع و موثر در حوادث است.
اقدامات زیادی است که شهرداری‌ها می‌توانند برای رسیدن به این اهداف انجام دهند. به‌طور مثال، اطلاعات به دست آمده طی یک فاجعه و ارزیابی آن می‌تواند به قوانین و برنامه‌ریزی‌های محلی اضافه شود تا خطر را از مناطق مستعد دور کند.
آموزش برای تصمیم‌سازان و پاسخ‌دهنده‌ها نیز بسیار مهم است؛ چراکه آنها را آماده ایفای نقش در برابر مشکلاتی می‌کند که ممکن است طی یک بحران یا شرایط اضطراری با آن مواجه شوند. تمرین‌هایی که در آنها شرایط اضطراری شبیه‌سازی می‌شوند، تجارب عملی با ارزشی را برای پاسخ‌دهندگان ایجاد می‌کنند و به آنها کمک می‌کند تا ضعف‌های روش‌شان را بیابند.
به علاوه، چالش‌های زیاد دیگری وجود دارند که شهرداری‌ها در فاز بازیابی بعد از بحران با آنها روبه‌رو می‌شوند و آن تقاضای شهروندان برای خدماتی مثل جمع‌آوری زباله‌ها، حمل‌ونقل عمومی و خدمات اجتماعی است که بعد از بحران، به‌طور چشمگیری افزایش می‌یابند. برنامه‌ریزی‌های شهرداری‌ها باید شامل استراتژی‌هایی باشد که درحال توسعه مداوم هستند تا این اطمینان حاصل شود که اختلال در خدمات اساسی به سرعت ترمیم خواهد شد. مدیران بحران محلی می‌توانند با ارزیابی و رتبه‌بندی اهمیت نسبی عملکرد شهرداری‌ها، بررسی مخاطرات این عملکردها و تعیین اولویت‌هایی برای حفاظت و ترمیم، جهت تداوم کسب‌وکار، برنامه‌ریزی کنند. هر جامعه توسط شبکه‌های پیچیده‌ای از زیرساخت‌هایی که فعالیت‌های اقتصادی را پشتیبانی می‌کنند و خدمات مهم را به ساکنان می‌رسانند، حمایت می‌شود. نگرانی خاص مدیران بحران در مورد سیستم‌های زیرساختی حیاتی-مثل انتقال انرژی الکتریکی، مخابرات، شبکه‌های توزیع غذا و...- است که اختلال یا خرابی آنها می‌تواند شدیدا سلامتی، امنیت و ایمنی شهروندان را تهدید کند.  سیستم‌های زیرساختی به‌طور معمول قابل اعتمادند اما تحت‌تأثیر فشارهای زیادی قرار می‌گیرند که گاهی می‌تواند منجر به خرابی و ازکارافتادگی این سیستم‌ها شود. به‌طور مثال، طوفان و باران شدید، باعث مستغرق‌شدن سیستم زهکشی و فاضلاب می‌شود و درنهایت موجب جاری‌شدن سیل خواهد شد. طوفان یخ (به‌ طوفانی زمستانی گفته می‌شود که با انجماد باران ایجاد می‌شود) موجب خم‌شدن و سقوط دکل‌ها و خطوط انتقال برق می‌شود. آسیب‌پذیری سیستم‌های زیرساختی حیاتی، نیازمند استراتژی‌هایی برای تقویت استحکام و انعطاف آنهاست و باید در زمان ازکارافتادگی آن سیستم‌ها، برنامه‌ریزی دقیقی به منظور بازیابی سریع وجود داشته باشد.
نتیجه
شهرداری‌ها، بازیگران اصلی در سیستم مدیریت بحران کانادا هستند. جامعیت و کیفیت برنامه‌ریزی‌های اضطراری منطقه‌ای تا حد زیادی تعیین‌کننده تاثیرگذاری تلاش برای مقابله با بحران در زمان وقوع آن است. مدیریت بحران منطقه‌ای، زمانی موثر است که جامع و مبتنی بر خطر باشد و همکاری با سایر نهادها و آژانس‌ها در جامعه و سایر سطوح دولت را نیز شامل شود. با وجود اهمیت و پیچیدگی مدیریت بحران، افرادی که این مسئولیت به آنها اختصاص داده شده، مجبورند با سیاستمدارانی که بعضی بدون اطلاع هستند، روبه‌رو شوند و بسیاری مواقع بر سر منابع مورد نیاز با سایر نهادها رقابت کنند. بنابراین در این فضای سیاسی، مدیران بحران محلی باید خلاق و مقاوم باشند تا بتوانند آگاهی عمومی را در مورد اهمیت برنامه‌ریزی اضطراری افزایش دهند و امنیت فضا برای مردم را به‌عنوان اولین اولویت، در دستور کار شهرداری‌ها قرار دهند.
تاريخ: ۱۳۹۴/۱۰/۲

نظر کاربران
نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما: