امروز: ۱۳۹۸/۶/۴
www.Bohraan.com
مدیر سایت
 
دکتر سیدمجتبی احمدی

پربیننده ترین ها

جستجو
   

سيستم كاربري
E-mail
کلمه رمز
» كلمه رمز خود را فراموش كرده ايد؟
» عضويت کاربران جديد

آمار بازدیدکنندگان سایت

آب و هوا



ارسال به دوستان  نسخه چاپی
سمن ها درایران:
 سمن، بدآمد، فقر
حسام‌الدین نراقی مدیر انجمن امداد ایرانیان
جامعه ایران به‌ویژه در شهرهای بزرگ پس از دوران دفاع مقدس و در ابتدای دهه ٧٠ خورشیدی با اصطلاحی مواجه شد که تا آن زمان غریب بود.Non-Governmental Organisation که مخفف آن NGO بود. در ابتدا این سازمان‌ها بیشتر در زمینه‌های کلی همچون سلامت، انجمن‌های علمی و حوزه‌های صنفی و تخصصی فعال شدند. این روند تا نیمه دهه ٧٠ و آغاز به‌کار دولت اصلاحات در ‌سال ١٣٧٦ به آرامی ادامه داشت و پس از آغاز به‌کار دولت هفتم که با شعار تحقق جامعه مدنی کار خود را آغاز کرده، شاهد رشد و گسترش همه‌جانبه این نهاد جدید در سطوح مختلف اجتماعی و به‌طورکلی در همه شهرها و مناطق جمعیتی بودیم. این‌بار بیشتر در محورهایی همچون محیط ‌زیست، جوانان، زنان، میراث فرهنگی، ورزش، اوقات فراغت، آسیب‌های اجتماعی، فرهنگ و هنر شاهد تشکیل و فعالیت این گروه‌ها بودیم. این روند رو به رشد را تا آغاز به‌کار دولت نهم شاهد بودیم. ولی با تغییر سیاست‌های دولتی از‌ سال ١٣٨٤ تا ١٣٩٢ و کسب تجربیات مختلف برای فعالان این حوزه، نه‌تنها دیگر شاهد رشد کمی در این نهادها نبودیم که با تغییر فضای اجتماعی شاهد کاهش انحلال یا توقف فعالیت در بسیاری از این نهادها و فعالان سازمان‌های غیردولتی بودیم. ولی این کاهش کمی در برخی از موارد منجر به افزایش و تغییر روند به شکل کیفی و ارتقای سطح تخصصی این نوع فعالیت‌ها در بین فعالان و خود سازمان‌ها شد.
در نیمه دهه ٨٠ نام این سازمان‌ها از عنوان غیر ایرانی NGO به سمن (سازمان مردم‌نهاد) تغییر کرد و امروزه بیشتر شاهد رواج این واژه هستیم. همچنین در این دهه و براساس شرایط طی شده شاهد ظهور و فعالیت سازمان‌های تخصصی بودیم. فعالیت سازمان‌های مردم‌نهاد در حوزه تخصصی مدیریت بلایا، یا به‌طورکلی و عامیانه آن مدیریت بحران را می‌توان به وقوع زمین‌لرزه ٥ دی ١٣٨٢ در شهر بم و تمایل بالای کلیه سمن‌های فعال برای خدمت‌رسانی به مردم آسیب‌دیده از این رویداد طبیعی نسبت داد؛ به‌طوری که در هفته و ماه‌های پس از زمین‌لرزه، از تمام نقاط ایران و با هر نوع تخصص و تجربه افراد و سازمان‌هایی را در شهر بم می‌شد دید.
به طور کلی و طبق استانداردهای بین‌المللی زمانی می‌توان یک سازمان مردم‌نهاد را سازمانی واقعی معرفی کرد که دارای ٥ شاخص:  ١) استقلال در همه زمینه‌ها از سایر نهادهای جامعه، ٢) تشکیل آن به صورت داوطلبانه توسط شهروندان، ٣) عدم وابستگی به نهادها و بخش دولتی، ٤) غیرانتفاعی بودن فعالیت سازمان برای موسسان و اعضای آن و ٥) فعالیت براساس نیاز و درخواست جامعه و مردم، باشند. با وقوع زمین‌لرزه در شهر بم که پس از زمین‌لرزه رودبار و منجیل در ‌سال ١٣٦٩ بزرگترین و نخستین فاجعه شهری در ایران بود، شاهد آغاز به‌کار یا خلق ایده لزوم فعالیت سمن‌های تخصصی یا عمومی در موضوع مدیریت بلایا یا بدآمدها بودیم. تجربه‌ای که فعالیت و حضور فعالان اجتماعی و سمن‌ها طی فرآیند امدادرسانی تا بازسازی با آن مواجه شدند، سنگ بنای ورود این افراد و سازمان‌ها در حوزه مدیریت بلایا در کشور بود. پس از این بدآمد ملی شاهد ثبت و تشکیل تعدادی سازمان مردم‌نهاد بودیم که متاسفانه امروز و با گذشت ١٢ سال از آن رویداد شاید نتوان تعداد این سازمان‌ها را به اندازه انگشتان دو دست نیز عنوان کرد.
سوال اصلی این است که چرا سمن‌های ایرانی در حوزه مدیریت بلایا و پاسخ به سوانح و بدآمدها به اندازه وسعت مخاطرات و احتمال بروز آن نیست؟ آیا این تعداد اندک سمن (چه عمومی و چه تخصصی) آن هم در کشوری که بیش از ٨٠ ‌درصد مساحت آن در معرض خطر زمین‌لرزه قرار داردو سیل و خشکسالی، رانش و فرونشست زمین، آتش‌سوزی در منابع طبیعی و ده‌ها مورد سانحه هر روز و هر ساعت انسان‌ها، سرمایه طبیعی و ملی را تهدید می‌کند، کافی است؟ در این خصوص شاید بتوان دلایل متعددی همچون کمبود نیروی متخصص، حاکمیتی بودن موضوع مدیریت بلایا، عدم اجازه دخالت به سمن‌ها از سوی نهادهای دولتی و حاکمیتی، در اولویت بودن پاسخ به سوانح تا پیشگیری از آن، هزینه‌بر بودن فعالیت در این حوزه و ... را عنوان کرد. ولی شاید عامل اصلی را بتوان «عدم احساس نیاز و تمایل جامعه برای دانستن و اقدام کردن» عنوان داشت.
در جامعه‌ای که اولویت نخست و آخر شهروندان امرار معاش و حیات است و تمام اقدامات خود را با مقیاس و خط‌کش هزینه‌بر بودن و سودآور بودن بسنجند، غیر از این انتظار نیست. در کشوری که در موضوع مدیریت بلایا و سوانح از مقطع کاردانی تا دکتری در آموزش عالی فرصت کسب دانش و آموزش وجود دارد؛ در کشوری که از
چهل و چند مخاطره طبیعی بیش از سی و چند مورد آن سابقه وقوع دارد و روزانه در معرض انواع مخاطرات قرار دارد؛ در کشوری که آحاد جامعه آن در زمان اضطرار اعم از دفاع از تمامیت ارضی و ملیت یا بروز بدآمد و سوانح چه داخلی و چه خارجی حضور داشته‌اند، این موارد دارای تناقض و نامفهوم است. باید دلیل آن را در جایی دیگر جست. درباره چرایی این بی‌تفاوتی و عدم تمایل به فعالیت در حوزه مدیریت بحران، تنها می‌توان فقر را دلیل اصلی دانست. اما همه فقر در نداشتن پول و سرمایه نیست. فقر و کمبود دانش، فقر آگاهی و فقر در احساس توانمندی؛ فقر در احساس با هم بودن؛ فقر در احساس توان پیشگیری و مقابله با سوانح و بدآمدها؛ فقر در تعیین اولویت زنده ماندن یا به هر قیمتی زندگی کردن؛ فقر در مشارکت و همکاری جمعی؛ فقر در خلاقیت و اصلاح شرایط.
علاج مشکل فقرهای ذکر شده تنها یک راهکار دارد؛ افزایش آگاهی و ایجاد امید به آینده. سازمان‌های مردم‌نهاد را می‌توان از نظر عملکردی به دو دسته تقسیم کرد. سازمان‌هایی که با هدف ترویج‌گری و اطلاع‌رسانی فعالیت می‌کنند
(Advocate NGO) و سازمان‌هایی که در فعالیت‌های اجرایی گام برمی‌دارند (Action NGO). شاید تعداد سازمان‌های مردم‌نهاد اجرایی و عملیاتی در حوزه مدیریت بلایا کم باشد ولی تمام سازمان‌های غیردولتی در هر زمینه‌ای می‌توانند با اطلاع‌رسانی و افزایش سطح آگاهی با ظرفیت‌های موجود خود چه برای داوطلبان و چه برای جامعه هدف مستقیم یا عموم جامعه به افزایش آگاهی و کاهش فقر دانایی و عمل همت گمارند. ایدون باد.
تاريخ: ۱۳۹۴/۹/۲۹

نظر کاربران
نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما: