تاریخ: ۱۳۹۵/۳/۱۳
مروری بر پدیده سیل، آسیب‌ها و مدیریت آن
مجتبی پارسا
سیل، یکی از مخرب‌ترین بلایای طبیعی در جهان است. بیش از نیمی از آسیب‌های ناشی از سیل، در آسیا اتفاق می‌افتد. وقوع سیل، به‌خاطر عوامل طبیعی مثل «بارش باران‌های شدید و طولانی مدت»، «امواج بزرگ دریا و اقیانوس» که به واسطه جزر و مد یا وقوع  سونامی ناشی از زمین‌لرزه به‌وجود می‌آیند و مواردی از این دست است. موارد انسانی نیز در وقوع سیل دخیل هستند؛ عواملی مثل انسداد کانال‌های جریان آب، یا کانال‌های زهکشی، استفاده نامناسب از زمین‌ها، جنگل‌زدایی در مناطق پر باران و... به دست انسان‌ها اتفاق می‌افتند.
وقوع سیل‌ها، منتج به از بین رفتن جان انسان‌ها و آسیب‌دیدن اموال، صدمه به زیرساخت‌های شهری مثل متروها، خطوط برق و تلفن، مختل‌کردن سیستم حمل‌ونقل و... می‌شود.
امروزه به‌دلیل افزایش تعداد و تراکم جمعیت در شهرها و به‌هم‌خوردن الگوهای آب‌وهوایی، گرمای زمین و آب‌شدن یخ‌های قطبی، از بین بردن جنگل‌ها، گسترش شهرها تا پای کوه‌ها و مناطق ساحلی و مواردی از این دست، خطر سیل، بیش از پیش برای انسان‌ها جدی شده است.
١- افزایش جمعیت و تراکم در شهرها، به معنای تعداد افراد ساکن زیادی در مکان کوچکتری است. این موضوع از چند جهت خطرناک است. اول این‌که وقتی یک فاجعه طبیعی خاص، در دو منطقه با وسعت ثابت و جمعیت متفاوت، اتفاق می‌افتد، در جایی که تراکم بیشتری وجود دارد، اثرات و آسیب‌های وارد شده نیز بیشتر خواهد بود. دوم این‌که در شهرهای پر تراکم و پر جمعیت، منابع محدود است و رقابت بر سر منابع وجود دارد. این وضع در زمان بحران، می‌تواند شدیدتر هم شود. بنابراین کار دولت‌ها و قدرت‌های محلی، اولویت‌بندی نیازهاست. در هر حال، موضوع مهم، همین محدودبودن منابع است که در جوامع با تراکم جمعیت بالا، بیشتر خود را نشان می‌دهد.
٢- به‌هم‌ریختگی الگوهای آب و هوایی و اقلیمی، خصوصا در دو دهه اخیر، موجب بارش باران‌های سیل‌آسا و وقوع طوفان‌های شدید، خصوصا در دریاها شده است که می‌تواند با ایجاد امواج بلند، ساکنان مناطق ساحلی را تهدید کند. بارش باران‌های سیل‌آسا، ناگهانی و طولانی‌مدت نیز موجب طغیان رودخانه‌ها و ورود آب به مناطق شهری می‌شود. به‌عنوان مثال، می‌توان به طغیان رودخانه آسینیبوین (Assiniboine) در کانادا در‌ سال ٢٠١١ اشاره کرد که در ٣٠٠‌سال گذشته بی‌سابقه بود. طغیان رودخانه تامس در فوریه امسال (٢٠١٦) در لندن، آسیب گسترده‌ای را رقم زد.
٣- آب‌شدن یخ‌های قطبی به دلیل گرمای جهانی نیز باعث بالارفتن سطح آب دریا‌ها و اقیانوس‌ها شده است. این موضوع خود می‌تواند وقوع سیل را افزایش دهد. چراکه حجم آب بیشتری-نسبت به گذشته- در دریاها وجود دارد که در زمان طوفان یا امواج بلند، وارد مناطق ساحلی و شهرهای حومه دریاها شود.
٤- ازبین‌بردن جنگل‌ها، یا همان جنگل‌زدایی (Deforestation) یکی دیگر از عوامل موثر در بالا بردن آسیب سیل است. فرض کنید زمانی که پس از بارش باران‌های شدید، آب از مناطق بالاتر، به سمت مناطق پست‌تر حرکت می‌کند و در مسیر خود، به هیچ مانعی (مثل درختان) برخورد نکند، می‌تواند به راحتی مسیر زیادی را طی کند و به مناطق دوردست برسد. اما وجود درختان و بوته‌های بزرگ، می‌توانند به‌عنوان مانعی در برابر حرکت سیل و جریان آب قرار بگیرند و تا حد زیادی، انرژی جنبشی آن را تخلیه کنند. قاعدتا در مناطق جنگلی و پر درخت، این اتفاق (تخلیه انرژی جنبشی سیل) راحت‌تر صورت می‌پذیرد، بنابراین، حتی اگر جریان آب بتواند وارد مناطق شهری شود، به احتمال زیاد، قدرت ویران‌کنندگی برایش باقی نمانده یا لااقل، تاحدزیادی از این قدرت، کاسته شده است.
٥- توسعه مناطق شهری و خانه‌سازی تا پای کوه‌ها و مناطق ساحلی نزدیک به دریاها و رودخانه‌های بزرگ، یکی دیگر از عوامل تهدید‌کننده جان ساکنان این مناطق است. از آن‌جایی که بعد از بارش‌های شدید و طولانی، آب و جریان گل‌و‌لای از بالای کوه‌ها به سمت پایین‌دست، سرازیر می‌شود و هرچه پایین‌تر می‌آید، برشدت و قدرت ویران‌کنندگی آن افزوده می‌شود، می‌توان تصور کرد که بر سر خانه‌ها و افراد ساکن در کوه‌پایه‌ها و مناطق نزدیک به کوه‌ها، چه می‌آید. شهرسازی و توسعه شهری در مناطق ساحلی و نزدیک به آن نیز به همین اندازه خطر وجود دارد. اگر مورد قبل (جنگل‌زدایی) را نیز به این مورد بیفزاییم، متوجه آسیب‌های محتمل می‌شویم. با وجود از بین بردن جنگل‌ها (چه با قصد تسطیح اراضی و خانه‌سازی و چه به دلایل اقتصادی) خطر آسیب‌زنندگی سیل‌ها در مناطق ساحلی و کوهپایه‌ای بسیار بیشتر می‌شود.
نکته حایز اهمیتی در این‌جا وجود دارد که باید به آن توجه داشت و آن، این است که اولا مواردی که در بالا بیان شد، تنها موارد افزایش وقوع سیل یا افزایش آسیب‌پذیری در مقابل سیل نیستند. یعنی موارد دیگری را می‌توان به این ٥ مورد اضافه کرد؛ اما موارد ذکر شده، جزو اصلی‌ترین عواملی هستند که انسان‌ها می‌توانند خطر ناشی از آنها را برطرف، یا تا حد زیادی کاهش دهند. نکته دوم این‌که هرکدام از موارد بالا، می‌توانند با یکدیگر واقع شوند و شرایط پیچیده‌تر و آسیب‌زاتری را ایجاد کنند. بنابراین، نمی‌توان انتظار داشت که اگر یک یا دو مورد از ٥مورد اصلی آسیب‌پذیری در مقابل سیل را برطرف کردیم، آسیب و تلفات وارد شده نیز یک‌پنجم، یا دو پنجم، کاهش یابد. به‌عنوان مثال، شهرهایی که در مناطق ساحلی هستند، به‌طور عادی در مناطق پستی قرار دارند که زهکشی و نفوذپذیری خاک، بسیار کم است.
خطر سیل در مناطق شهری
برای کنترل سیل و مقابله با آن در موضع مدیریت بحران، نه‌تنها باید جهات هیدرولیکی و مهندسی را در نظر گرفت، بلکه باید از جهات اجتماعی- اقتصادی و محیط‌زیست نیز به آن نظر کرد. همچنین برای مدیریت بحران سیل، باید گروه‌های مختلفی درگیر این موضوع شوند؛ گروه‌هایی مثل برنامه‌ریزان شهری، مهندسان شهرسازی و مهندسان منابع‌آبی، قدرت‌های دفاعی برای مقابله با بحران و محافظت از شهروندان، بخش‌های بهداشت و سلامت و سایر گروه‌های مرتبط و مسئول.
به‌طورکلی، تهدید (Risk)، احتمال خسارت است و با رابطه ذیل بیان می‌شود:  
«تهدید» برابر است با «خطر» ضربدر «آسیب‌پذیری»
خطر سیل، براساس مقدار سیل، مثل عمق سیل، سرعت و مدت‌زمان، تعریف می‌شود. آسیب‌پذیری نیز براساس فاکتورهای فیزیکی، اجتماعی، اقتصادی و زیست‌محیطی که حساسیت جامعه را در مقابل خطرات، بالا می‌برد،  تخمین زده می‌شود. برای این منظور، باید نقشه‌هایی با کمک سیستم جی‌پی‌اس و ماهواره‌ها، ترسیم شوند.
٣ نوع نقشه وجود دارد:  
١- نقشه خطر (hazard map). این نقشه، به‌نوعی شبیه‌سازی طغیان رودخانه‌ها را نشان می‌دهد و برای شهرها و مناطقی که درکنار رودخانه‌ها قرار دارند، یا رودخانه‌ها و کانال‌های آبی از میان آن شهرها می‌گذرد، بسیار ضروری است. این نقشه نشان می‌دهد که اگر به دنبال بارش جدید باران، رودخانه‌ای طغیان کند، حداقل و حداکثر نقطه‌ای که آب به آن‌جا می‌رسد، کجاست. این نقشه، براساس محاسبات و در نظر گرفتن پارامترهایی مثل طول و عرض رودخانه، جنس زمین، شیب، میزان بارش منطقه و تجارب پیشین و عکس‌های ماهواره‌ای، رسم می‌شود و با رنگ‌های مختلف، محدوده طغیان و میزان آن، مشخص می‌شود.
٢- نقشه آسیب‌پذیری (vulnerability map). این نقشه، توزیع فضایی (نقاط و طیف‌های رنگی) شرایط زیست محیطی و اقتصادی- اجتماعی آسیب‌پذیر را نشان می‌دهد. یعنی مناطقی که به لحاظ محیط‌زیستی و اقتصادی و اجتماعی (با درنظر گرفتن پارامترهایی مثل تعداد خانه‌ها و ساکنان و تراکم جمعیت و...) می‌توانند آسیب‌پذیر باشند را با توجه به میزان آسیب‌پذیری‌شان، نشان می‌دهد.
٣- نقشه تهدید (Risk map). این نقشه، تلفیق نقشه آسیب‌پذیری و نقشه خطر است که ما را به شناسایی و رده‌بندی نقاط خطرناک، قادر می‌سازد.
چرخه مدیریت‌بحران سیل در شهرها یا سایر نقاط، مانند سایر فجایع طبیعی است: آماده‌سازی برای ممانعت از وقوع یا کاهش خطر سیل (preparedness for prevention and mitigation)، آمادگی برای مقابله با وقوع سیل (Readiness)، واکنش به‌سیل (Response) و بازیابی/ بازسازی (recovery/rehabilitation).
تجربه دو شهر اروپایی از سیل
شهر لندن در کشور انگلستان و شهر ونیز در ایتالیا، دو نمونه از شهرهایی هستند که به خاطر موقعیت جغرافیایی و شرایط خاص خود، سیل را بسیار تجربه کرده و می‌کنند.
لندن
سد تامس (Thames) که در ‌سال ١٩٨٢ روی رودخانه تامس در قسمت شرقی لندن در منطقه وولویچ (Woolwich) ساخته شد، به منظور محافظت از ١٢٥کیلومتر مربع از مرکز لندن در مقابل سیل ناشی از امواج جزر و مد طراحی شد. این سد، از ١٠ دروازه‌فولادی ساخته شده است که ٥٢٠ متر از طول رودخانه را پوشش می‌دهد. زمانی که باز می‌شود، دروازه‌ها به صورت افقی روی سطح رودخانه قرار می‌گیرند و زمانی که به طرف بالا می‌چرخد، بسته می‌شود و رودخانه را مسدود می‌کند.
در‌ سال ١٩٢٨، زمانی که رودخانه تامس طغیان کرد، ١٤ نفر غرق شدند و جانشان را از دست دادند. براساس گزارش‌ها در آن زمان، خیابان‌ها به ارتفاع ١,٢متر، مملو از آب بودند. بعد از آن، سیل دریای شمال در ‌سال ١٩٥٣ که منجر به مرگ یک نفر در لندن و جاری شدن سیل در منطقه سیلورتون شد، باعث تلاش برای ایجاد مکانیسمی شد که توسط آن بتوانند پایتخت را محافظت‌کنند.
ساختن سد تامس در ‌سال ١٩٧٤ آغاز شد و این سد به‌طوررسمی، یک دهه بعد، راه‌اندازی و به کار گرفته شد. این سد طوری طراحی شد که بتواند تا ‌سال ٢٠٣٠ پاسخگوی نیاز باشد. گرچه تحقیقات اخیر نشان می‌دهد که با افزایش سطح آب دریا و تغییرات آب و هوایی، این سد می‌تواند تا‌ سال ٢٠٦٠ الی ٢٠٧٠ به‌خوبی از شهر در مقابل سیل، محافظت کند.
ونیز
سیل، پدیده‌ای است که ونیزی‌ها آن را به خوبی می‌شناسند. ونیز، درواقع مجموعه‌ای از جزایر کوچک است که توسط پل‌هایی به هم مرتبط شده‌اند و در تالابی که از دریای آدریاتیک توسط نوار طولانی و باریکی جدا شده، واقع شده است. زمانی که جزر و مد بیش از حد باعث بالا آمدن آب شود، امواج آب از طرف ورودی‌های تالاب تشکیل شده و سیل وارد شهر می‌شود و مردم مجبورند از روی پل‌هایی که برای این مواقع ساخته شده‌اند، عبور ‌کنند.
در ٤ نوامبر ١٩٦٦، به دنبال جزر و مد، ونیز به زیر ١,٩٤ متر آب فرو رفت؛ یعنی ١.٥ متر بیشتر از حد معمول. همین مسأله موجب ایجاد بدترین سیل در آن سال‌ها شد. تنها در ‌سال ١٩٩٧، حدود ١٠٠بار در ونیز سیل جاری شد. به این دلیل که امروزه بیش از هر زمان دیگری در ونیز سیل می‌آید، بسیاری از مردم، خانه‌هایشان را ترک کرده‌اند و طبقه‌های پایینی ساختمان‌ها، متروک مانده است. در زمان قرون‌وسطی، ونیز، شهر بسیار پررونقی بود و جمعیتی حدود ٢٥٠‌هزار نفر را در خود جا داده‌بود. امروزه اما جمعیت ونیز ٦٠‌هزار نفر است.
افزایش سیل در این شهر، توسط دو عامل ایجاد می‌شود: یکی این‌که ونیز درحال غرق‌شدن و فرو رفتن در آب است؛ و دیگری این‌که سطح آب دریا، درحال بالا آمدن است.
ونیز، شهر تاریخی کانال‌های آب و تاکسی‌های قایقی و قایقرانان، توسط ساختن دروازه‌های عظیم و نوسانی درحال طراحی نقشه‌ای برای حفاظت از خود، در قرن ٢١ است. این دروازه‌های پیشرفته، به این منظور طراحی و ساخته شده‌اند که جلوی پیشروی آب‌دریا به خلیج را بگیرند.
در هر حال، وضع بسیاری از شهرها، چه در اروپا، چه آمریکا و چه در آسیا، هنوز مناسب برای مقابله با سیل نیست. درحالی‌که خطر وقوع سیل در بعضی از این شهرها، بیشتر شده و آسیب‌پذیری شهرها نیز افزایش پیدا کرده است. شاید انسان‌ها در بارش باران‌های سیل‌آسا و وقوع سیل، نقش چندانی نداشته باشند البته به غیراز مواردی که به واسطه فعالیت‌های انسانی، الگوهای آب‌وهوایی به‌هم می‌ریزد یا با گرم‌شدن زمین، یخ‌های قطبی آب می‌شوند اما می‌توانند با انجام بعضی کارها، یا جلوگیری از برخی فعالیت‌ها، مانع افزایش خطر سیل شوند و آسیب‌پذیری شهرها و جوامع را به حداقل برسانند. فعالیت‌هایی مثل ممانعت از قطع درختان، خانه‌سازی‌های بی‌رویه در مناطق خطرناک، آموزش‌همگانی و... که جان بسیاری از افراد بی‌گناه را تهدیدمی‌کند.