تاریخ: ۱۳۹۲/۱۱/۲۳
رییس هلال احمرکشور؛مدیر عالی ستادی یا نیروی صف عملیاتی!؟
زین العابدین زینالپور فتاحی فوق لیسانس حقوق/رئیس جمعیت هلال احمر شهرستان چایپاره

 
 
 
 
        یاد پدر بزرگ ها و مادر بزرگ های خفته در خاک به خیر. از بارش برف چند متری در گذشته های دور می گفتند .از برف شدید تا لانه لک لک ها و کوچه های پر برف چند متری!.
 
چند روز پیش اندکی از آن برف های حسابی در شمال کشورمان بارید . رحمت بود و نوید بخش سال خوب کشاورزی. اما بی درد سر هم نبود. از کار نا بلدی و عدم آمادگی ما تبدیل به بحران شد نه بحران طبیعی بلکه دست ساز خودمان. توقعاتمان بسیار بالا رفته است تا جایی که انتظار داشتیم رئیس جمهور محترم هم بیاید و دست به پارو شود. وزیر و نماینده و همه و همه بیایند تا بحران حل شود. هیچ کجای دنیا چنین نمی کنند که ما می کنیم و توقعش را داریم. رئیس محترم هلال احمر برای شرکت در کنفرانس بین المللی مهمی عازم ژنو شدند و شدند سیبل شلیک برخی دوستان نانی! که هان ! ما در بحران سپید ماندیم و شما عازم؟! و انتقاد ها بالا گرفت و هر کس به طریقی دق دلش را خالی کرد
 
.
اما چند سوال. آیا مدیران بحران، مدیریت کننده هستند یا مجری؟ آیا در سیستم مدیریتی جانشین و معاون تعریف نشده است؟ وظیفه معاونان و جانشینان چیست و کجا باید نمود و تجلی یابند؟ آیا حضور مدیران بحران در مناطق بحران زده ضرورت حتمی است؟ حضور مدیران ستادی بحران در مناطق آسیب دیده چه تبعات منفی و مثبتی بر جای می گذارد؟ آیا سیستم مدیریت ستادی و صف تعریف نشده و وظایف نیروهای صف و ستاد مشخص نبوده و نیست؟
 
 
اگر به سوالات بالا و دیگر سوالات از این دست توجه شود به آسانی در می یابیم که نقش و وظیفه مدیر ، مدیریت ، راهبری و هدایت و قرار دادن امور در ریل صحیح خود در راستای رسیدن به هدف مشخصی است که در مقابله با بحران خاصی تعریف و تنظیم شده است. در سیستم مدیریت ICS جانشین عملیات های امدادی مشخص و معرفی شده و مجموعه عمل کننده به خوبی با روند و فرایند کار آشنا شده و هستند.
 
واقعیت آن است که مدیریت چند ساله گذشته خصوصاً در حوادث مهم کشور این تلقین و تفهیم ناهنجار را به جامعه تلقین نموده است که  با بروز کوچک ترین حادثه ای حضور مقامات عالی منطقه، استان و حتی کشور یک مطالبه همگانی و مشروع بوده و عدم حضور آنان گناهی نابخشودنی و خطایی بزرگ است.
 
حال آن که درست مطلب این است که مدیران امدادی در بحران ها با حضور در مرکز یا اتاق فرماندهی و مدیریت بحران در سوانح و حوادث کار هدایت و راهبری را بعهده داشته و با دریافت اطلاعات و داده هایی صحیح و متقنی که از نیروهای صف حاضر در میدان حادثه و بحران و ارزیابان حاضر در محل به دست می آورند اقدام به آنالیز اطلاعات کرده و تصمیمات مقتضی را اتخاذ می کنند. تجربه نشان داده است حضور مدیران ارشد در حوزه میدانی حوادث موجب اختلال در روند امدادرسانی ، کندی عملکرد آنان ، خصوصاً فرماندهان میدانی حوادث شده و بر روحیه پرخاشگری آسیب دیدگان افزوده شده و گاه موجب بروز صحنه های ناشایستی می گردد که بازتاب خوبی در افکار عمومی ندارد. البته شایسته است برای کاهش آلام روحی آسیب دیدگان برخی مسئولین با هماهنگی کامل نیروهای صف عمل کننده در برخی مناطق که مراحل اولیه امداد و نجات سپری شده است حضور نمادین یافته و سریع محل را ترک نمایند. سال گذشته سیلی در روسیه بحران ساز شده بود و همگان دیدند که پوتین سوار بر بالگرد از روی مناطق بحران زده عبور و بعد از مشاهده میدانی از بالا دستورات لازم را صادر کردند. و همین! ما بودیم  انتظار داشتیم پوتین ، پوتین و چکمه پوش وارد سیلاب شده و خود کیسه روی کیسه می گذاشت!
 
براستی جا دارد در باب لزوم ، ضرورت یا عدم ضرورت حضور مسئولین در مناطق حادثه دیده به ویژه در روزهای اول؛ بحث و بررسی شده و یک استاندارد لازم و یا قانونی در این مساله تنظیم شود تا به زبان مشترک میان مدیران سطوح عالی در آید. بی گمان مجربین عرصه امداد و نجات به خوبی اذعان دارند که نه تنها حضور مسئولین رده بالا در روزهای نخست حوادث امر ضروری نیست بلکه مشکل آفرین نیز می نماید.
 
جا دارد منتقدین محترم عملکرد رئیس محترم جمعیت هلال احمر کشور به دور از حساسیت های حزبی و اختلافات سیاسی موضوع را عالمانه پیگیری نموده و از به حاشیه بردن حوزه امداد و نجات کشور و سیاسی نمودن آن به شدت پرهیز کنند. زیرا پرچم هلال، سپید و آرمان آن دوری از سیاست و عدم تبعیض و خدمت بی منت و داوطلبانه به انسانیت است.